مدیتیشن  (مراحل مراقبه کردن )

دوستان خیلیا از من سوال میکنن چجوری مراقبه میکنی من مراحلی که خ.دم انچام میدم براتون میگم مراحل مراقبه کردن

1- عوامل مزاحم رو به حداقل برسونید : نور اتاق زیاده کمش کنید ، انگشتر تو دستتون اذیت می کنه بازش کنید ، لباستون تنگه ، یه لباس گشاد بپوشید ، عینک رو دربیار ، حمام نرفتی ، برو حمام اول ، موبایل رو خاموش کن ، تلفن رو از پریز بکش و ... عوامل حواس پرتی رو حداقلش کن.
2- 4 زانو روی زمین بنشینید : دراز کش هم می تونید انجام بدید ، روی یه پتویی چیزی هم بشینید که پاتون خواب نره.
3- مدت زمان مراقبه : مدت زمانی که باید مراقبه کنید بین 5 تا 20 دقیقه هستش ، نه بیشتر نه کمتر.
4- بهترین زمان مراقبه قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب هستش ولی شخصا من در تمام ساعات روز انجام میدم هر وقت حالش و موقعیتش باشه ولی بیشتر در طبیعت و کوه انجامش میدم: بررسی ها نشون میده بیشترین تراکم انرژی کائنات و هستی تو این زمان ها هستش ، نه اینکه تو مواقع دیگه نشه این کار رو کرد ، این دو زمان خیلی بهتره.
5- شروع کنید به نفس عمیق کشیدن : به هیچ موضوعی فکر نکنید ، فکرها میان سراغتون قطعا ولی شما به هیچ کدومشون قلاب نندازید ، بذارید بالا سرتون بچرخن همینجوری ، خب نفس رو که می کشید تمرکز کنید روی دو چیز.

الف) صدای نفس کشیدنتون رو بشنوید.
ب)مثلا تمرکز تنفس رو روی گلو قرار بدید. یعنی تمرکز کنید روی خروج هوا از گلوتون.
ج) نفس رو از بینی بکشید و از دهان بیرون بدید.

راحت نفس عمیق بکشید ، میگن نمی دونم 3 شماره بده داخل 2 شماره بده بیرون اینا همه بازیه ، راحت نفس عمیق بکش و تمرکز کن.
از 5 دقیقه شروع کنید

تو این چند دقیقه شما روی کاری که دوست دارید یعنی تنفس تمرکز کردید ، به سادگی با این تمرین تو 2 – 3 هفته ، آنچنان تو کارهاتون به تمرکز می رسید که باورتون نمیشه ، به شرطی که تو این دو یا سه هفته استمرار داشته باشید ، خیلی هم کار سختی نیست.

اگر خوابتون برد نوش جونتون و روی هر موضوعی میتونید به همین صورت تمرکز کنید

ترس


از هر چي که بترسي، سرت مي آد!!!

واقعا" همينه! چون قانون کائنات مي گه به هر چيزي که تمرکز کني، و باورش کني، اون رو مي سازي و خلق مي کني، به همين دليل از هر چيزي که بترسي و اضطراب و نگراني اون رو داشته باشي، خلقش مي کني.

تکنيک بررسي ريشه هاي يک ترس
يک ورق کاغذ بردارين و بر اساس اولويت هاتون، پنج تا از ترس هاتون رو بنويسين. مثلا" ترس از تاريکي. ترس از گربه. ترس از بودن در جمع. ترس از بلندي. ترس از آينده. ترس از ، ازدست دادن يک دوست ، ترس از قبول نشدن در کنکور و.....( مهمترين هاش رو بنويسين.)

حالا تمرين " خرد کردن و بررسي کردن " رو براي هر کدوم اون ها انجام بدين. چه طوري؟ به صورت سوال و جواب.

فرض میکنیم یک نفر، از " از دست دادن کسي که دوستش داره " مي ترسه. اون مدام سعي ميکنه خودش رو به شکلي در بياره که طرف مقابلش مي خواد و براي همين مدام خواسته هاي خودش رو زير پا مي گذاره.

برای برطرف کردن این مشکل، اون اين سوال و جواب ها رو، طبق تکنیک، براي خودش می نویسه و بهش صادقانه جواب میده.

اگه اون رو از دست بدم ، چي مي شه؟
- تنها مي شم.
- اگه تنها بشم چي مي شه؟
- غمگين مي شم.
- اگه غمگين بشم، چي مي شه؟
- بي حوصله و بي انگيزه مي شم.
- اگه بي انگيزه بشم چي مي شه؟
- از زندگي بدم مي آد.
- اگه از زندگي بدم بياد چي مي شه؟
- احساس بدبختي مي کنم.
- اگه احساس بدبختي کنم چي مي شه؟
-دلم مي خواد برم بميرم.طاقتش رو ندارم.
-اگه نميرم و مجبور باشم تحمل کنم چي ميشه؟
- احساس بي ارزشي مي کنم. احساس اين که به اندازه ي کافي خوب نبودم که از دستش دادم.
-اگه احساس بي ارزشي کني چي ميشه؟
- عصباني ميشم. دلخور مي شم.يعني لايق اين نيستم که دوست داشته بشم!
و....

خب! اين يعني بررسي ريشه ي يک ترس

اين ترس از احساس " بي ارزش بودن" و احساس "به اندازه ي کافي خوب و دوستداشتني نبودن" منشا گرفته. در واقع اون فکر مي کنه فقط وقتي با ارزشه ، که توسط ديگران مورد دوست داشتن و پذيرش قرار بگيره. اون خودش رو دوست نداره به همين دليل حتي نمي تونه قانون بخشايش رو در باره ي خودش انجام بده. در واقع اون صفت "خوب نبودن" رو که در نيمه ي تاريکش قايم کرده، نمي تونه بپذيره و نمي تونه خودش رو به خاطر داشتن اون صفت ببخشه!

خوب! حالا به نظرتون اون بايد چه طوري با اين ترس "از دست دادن" مقابله کنه؟ درسته! براي اين کار، حتي هزار بار گفتن و تکرار اين که "من شجاعم و من نمي ترسم! " واقعا" بي فايده است

اون بايد با اين ترس برخورد ريشه اي بکنه. يعني چي؟
يعني اگه اون خودش رو بپذيره و احساس با ارزش بودن پيدا کنه، ديگه فکر نمي کنه که فقط وقتي مورد تاييد ديگران قرار بگيره، باارزشه. اول بايد بار احساسي اي رو که به اين صفت داره از دست بده و خودش رو کامل بپذيره

یادمون باشه ترس ها فقط روحي نيستن. براي ترس هايي که خيلي فيزيکي و خاص هستن _ و خصوصا" براي ترس هاي موهومي _ انتهاي هر کدوم از جواب هاتون ، براي خودتون بنويسين که چقدر احتمال داره اين اتفاق براي من بيفته؟

از هر چيزي که مي ترسيم اول بايد اون رو بررسي کنيم و ریشه اون رو پيدا کرد.
در ذهن الهي، از دست دادن وجود ندارد! پس محال است من چيزي را که حق الهي من است، از دست بدهم! چون تنها يک قدرت وجود دارد آن هم اول قدرت خودتون و بعد قدرت خداست خداست...

وقتی بدانید که به کجا می روید، تبدیل به شخص مؤثرتري می شوید.شب همگی به شادی ناز بشم

ترس


از هر چي که بترسي، سرت مي آد!!!

واقعا" همينه! چون قانون کائنات مي گه به هر چيزي که تمرکز کني، و باورش کني، اون رو مي سازي و خلق مي کني، به همين دليل از هر چيزي که بترسي و اضطراب و نگراني اون رو داشته باشي، خلقش مي کني.

تکنيک بررسي ريشه هاي يک ترس
يک ورق کاغذ بردارين و بر اساس اولويت هاتون، پنج تا از ترس هاتون رو بنويسين. مثلا" ترس از تاريکي. ترس از گربه. ترس از بودن در جمع. ترس از بلندي. ترس از آينده. ترس از ، ازدست دادن يک دوست ، ترس از قبول نشدن در کنکور و.....( مهمترين هاش رو بنويسين.)

حالا تمرين " خرد کردن و بررسي کردن " رو براي هر کدوم اون ها انجام بدين. چه طوري؟ به صورت سوال و جواب.

فرض میکنیم یک نفر، از " از دست دادن کسي که دوستش داره " مي ترسه. اون مدام سعي ميکنه خودش رو به شکلي در بياره که طرف مقابلش مي خواد و براي همين مدام خواسته هاي خودش رو زير پا مي گذاره.

برای برطرف کردن این مشکل، اون اين سوال و جواب ها رو، طبق تکنیک، براي خودش می نویسه و بهش صادقانه جواب میده.

اگه اون رو از دست بدم ، چي مي شه؟
- تنها مي شم.
- اگه تنها بشم چي مي شه؟
- غمگين مي شم.
- اگه غمگين بشم، چي مي شه؟
- بي حوصله و بي انگيزه مي شم.
- اگه بي انگيزه بشم چي مي شه؟
- از زندگي بدم مي آد.
- اگه از زندگي بدم بياد چي مي شه؟
- احساس بدبختي مي کنم.
- اگه احساس بدبختي کنم چي مي شه؟
-دلم مي خواد برم بميرم.طاقتش رو ندارم.
-اگه نميرم و مجبور باشم تحمل کنم چي ميشه؟
- احساس بي ارزشي مي کنم. احساس اين که به اندازه ي کافي خوب نبودم که از دستش دادم.
-اگه احساس بي ارزشي کني چي ميشه؟
- عصباني ميشم. دلخور مي شم.يعني لايق اين نيستم که دوست داشته بشم!
و....

خب! اين يعني بررسي ريشه ي يک ترس

اين ترس از احساس " بي ارزش بودن" و احساس "به اندازه ي کافي خوب و دوستداشتني نبودن" منشا گرفته. در واقع اون فکر مي کنه فقط وقتي با ارزشه ، که توسط ديگران مورد دوست داشتن و پذيرش قرار بگيره. اون خودش رو دوست نداره به همين دليل حتي نمي تونه قانون بخشايش رو در باره ي خودش انجام بده. در واقع اون صفت "خوب نبودن" رو که در نيمه ي تاريکش قايم کرده، نمي تونه بپذيره و نمي تونه خودش رو به خاطر داشتن اون صفت ببخشه!

خوب! حالا به نظرتون اون بايد چه طوري با اين ترس "از دست دادن" مقابله کنه؟ درسته! براي اين کار، حتي هزار بار گفتن و تکرار اين که "من شجاعم و من نمي ترسم! " واقعا" بي فايده است

اون بايد با اين ترس برخورد ريشه اي بکنه. يعني چي؟
يعني اگه اون خودش رو بپذيره و احساس با ارزش بودن پيدا کنه، ديگه فکر نمي کنه که فقط وقتي مورد تاييد ديگران قرار بگيره، باارزشه. اول بايد بار احساسي اي رو که به اين صفت داره از دست بده و خودش رو کامل بپذيره

یادمون باشه ترس ها فقط روحي نيستن. براي ترس هايي که خيلي فيزيکي و خاص هستن _ و خصوصا" براي ترس هاي موهومي _ انتهاي هر کدوم از جواب هاتون ، براي خودتون بنويسين که چقدر احتمال داره اين اتفاق براي من بيفته؟

از هر چيزي که مي ترسيم اول بايد اون رو بررسي کنيم و ریشه اون رو پيدا کرد.
در ذهن الهي، از دست دادن وجود ندارد! پس محال است من چيزي را که حق الهي من است، از دست بدهم! چون تنها يک قدرت وجود دارد آن هم اول قدرت خودتون و بعد قدرت خداست خداست...

وقتی بدانید که به کجا می روید، تبدیل به شخص مؤثرتري می شوید.شب همگی به شادی ناز بشم

قوانین توانگری

حقيقت تکان دهنده درباره قانون توانگري اين است که توانگر بودن کاملاً درست است، نه نادرست.

ميزان آرامش و تندرستي و شادماني و فراواني شما، ميزان توانگري شما را نشان مي دهد.

آفريدگارتان شما را توانگر مي خواهد. اين نيز يکي ديگر از حقايق تکان دهده درباره توانگري است.

از آنجا که خليفه خدا بر روي زمين يا آفريده بي همتاي خداوند هستيد، توانگري حق مسلم شما و ميراث الهي شماست.

واژه ثروت و دارايي به معناي زندگي شکوهمند است. و اين همان چزي است که متفکر توانگر بايد براي حصول آن بکوشد و آن را حق معنوي خود بداند.

با درپيش گرفتن يک زندگي بخور و نمير، نه موجب رضاي خدا مي شويد، نه موجب رضاي خودتان.

توانگري آرزويي الهي است که بايد به گونه اي الهي تجلي يابد.

ميليون ها ساده دل مي پندارند که فقر نشانه زهد و تقواست. اعتقادي که براي برحذر داشتن مردم از انقلاب بسيار سودمند بود.

حضرت موسي (ع): خداي خود را به ياد مي آورم زيرا اوست که به من قوت مي دهد تا توانگري پيدا کنم. (تثنيه، 18:8)

عبارتي براي مواجهه با گرفتاري ها و مشکلات: "باز ايستيد و بدانيد که من خدا هستم."

اگر خدا را منشاء همه برکات و ثروت هاي خود بدانيد و براي يکايک جزئيات امور مالي خود چشم اميدتان را به او بدوزيد، همه جنبه هاي زندگي تان ثبات مي يابد.

ذهن شما حلقه اتصال شما به برکت غني خداوند و جوهر کائنات است.

انديشه هايي که پيش از اين در سرتان مي گذشت، امروزِ شما را آفريد. و انديشه اي که امروز در سرتان مي گذرد، فرداي شما را مي آفريند.

صاحب نظران معتقدند که يک انديشه توانگر قدرتمندتر از هزار انديشه سست و شکست پرور و دو انديشه توانگر قدرتمندتر از ده هزار انديشه سست و شکست پرور.

خداوند اين عالم را غني و براي ما آفريد و مي خواهد که از آن کام بجوييم.

 

قانون اصلي توانگري

جيمز آلن: آدمي با انديشه هايش کليد اوضاع و شرايط را مي چرخاند.

قانون تشعشع و جاذبه اصلي ترين قانون توانگري است.

قوانين حاکم بر توانگري به همان اندازه قابل اعتماد و اطمينان هستند که قوانين رياضي و موسيقي و فيزيک و ساير علوم.

آنچه را به صورت انديشه و احساس و تصاوير ذهني و کلام از خود بيرون مي فرستيد، همان را به سوي زندگي و امورتان مي کشيد. اما در ازاي هيچ نمي توانيد چيزي بستانيد.

پس براي جذب ابتدا بايد بدهي و ببخشي و آنچه از تو به بيرون مي تراود همان را به سوي خود جذب خواهي کرد. پيش از درو کردن ابتدا بايد بکاريد.

انسان همواره چيزي محسوس يا نامحسوس براي بخشش دارد.

هرگز نمي توانيد در ازاي هيچ چيزي بستانيد. اما به يمن بخشش ها و ايثارهاي خود مي توانيد صاحب عاليترين موهبت ها شويد.

امرسون: از دل هاي بزرگ پيوسته نيرويي نهان برمي خيزد که بي وقفه رويدادهايي عظيم را به سوي خود مي کشاند.

به محض اينکه انديشه خود را درباره چيزهايي که نمي خواهيد عوض کنيد، اوضاع و شرايط نيز شروع به عوض شدن مي کنند.

ذهنتان قدرت الهي شماست که مي تواند در جهت خير آن را به کار گرفت. و ذهن مي تواند حلقه اتصال بين عالم محسوس و نامحسوس باشد.

مشکلات زماني به سراغ ما مي آيند که از اين قانون در جهت معکوس استفاده کنيم.

همه ما همچون مغناطيس هستيم، و در مقام مغناطيس لازم نيست کاميابي و توانگري را به زور به سوي خود بکشانيد.

ذهناً برگزينيد و باز بتابانيد. قلباً برگزينيد و باز بتابانيد. پيوسته و ناگسسته برگزينيد و باز بتابانيد.

آرزوي کائنات اين است که همه ابناي بشر توانگر و سالم و شادمان باشند و امور جهان و جهانيان بر طبق نظم الهي به پيش رود.

 

قانون خلاء:

قانون خلاء يکي از قدرتمندترين قوانين توانگري است.

قانون خلاء مي گويد: خود را از شر آنچه نمي خواهيد خلاص کنيد تا براي آنچه مي خواهيد جا باز کنيد.

طبيعت به خلاء نفرت مي ورزد و پيوسته در تلاش است تا آن خلاء را پرکند.

هرگاه شهامت ايجاد خلاء را داشته باشيد جوهر کائنات براي پر کردن جاي خالي مي شتابد. اين قانون شامل عرصه هاي معنوي و ذهني و جسمي زندگي مي شود.

عفو و بخشايش يعني رها کردن آرمان ها و انديشه ها و اوضاع و شرايط کهنه به منظور جا باز کردن براي چيزهايي بهتر.

بهترين فايده عفو و بخشش اين است که خلاء مي آفريند و براي موهبتي تازه جا باز مي کند.

روزانه نيم ساعت بنشينيد و همه کساني را که با آنها هماهنگ نيستيد و يا احساس ناخوشايندي نسبت به آنها داريد، ذهناً ببخشيد. ذهن نيمه هوشيار شما آن پيام را خواهد گرفت و پاسخ خواهد داد. حتي مي توانيد خودتان را هم ببخشيد. خودتان را در پناه لطف و عفو و بخشايش و مرحمت خداوند بدانيد.

اگر مي خواهيد ببخشيد يا هديه بدهيد حتماً از سر لطف و بزرگواري آنچه را داده ايد ذهناً رها و فراموش کنيد، درغيراين صورت به کاري نيکو دست نزده ايد و خلاء نيافريده ايد.

هرگاه به ظاهر مخالف امور، بي توجه باشيد و با نظر مساعد به وضعيت بنگريد، همواره برکتتان از راه مي رسد.

براي نگرش مساعد، ظاهر امر هر اندازه هم که مخالف بنمايد، قدم خير پيش بگذاريد، بهترين لباس هاي تان را بپوشيد، به غني ترين شکل ممکن زندگي کنيد و ....

وقتي براي توانگري تازه خلاء ايجاد کردي، بگذاريد آن چيز کاملاً برود و دست از سرش برداريد و تمام توانايي خود را رف احساس دولتمندي و توانگري کنيد. هيچ گاه از فقر و تنگدستي ظاهري خود با اينکه خلاء ايجاد کرده ايد با کسي سخن نگوييد.

هميشه و همه جا به جاي اينکه خود را نيازمند بدانيد، دولتمند بشماريد. و در بهترين شرايط و عالي ترين آن زندگي کنيد.

هرگز از بي پولي و تنگدستي سخن نگوييد.  درعوض به وفور غني جهان بينديشيد که همه جا هست و همه جا يافت مي شود.

هنگامي که به کهنه ها مي چسبيد جلوي پيشرفت تان را مي گيرد و آن را بند مي آورد.

اگر بتوانيد از همان آغاز پرورش تفکر توانگر، راه ايجاد خلاء براي موهبت تازه را بياموزيد، به هنگام گرفتاري هاي مالي دچار وحشت و اضطراب نمي شويد.

 

قانون خلاقيت:

پس از اينکه خلاء ايجاد کرديد، آماده ايد تا از طريق قانون خلاقيت، آن خلاء را با موهبت هاي غني و نو پر کنيد.

قانون خلاقيت با سه گام اصلي همراه است:

1- داشتن طرح و برنامه و نوشتن آرزوهاي مربوط به آنها.

2- تجسم ذهني که طرح ها و برنامه ها به سرانجام دلخواه رسيده اند.

3- تکرار مداوم عبارت تاکيدي مربوط به انجام کامل و عالي آنها.

نخستين گام قانون خلاقيت، بهره مندي از آرزويي نيرومند و توانايي کاري سازنده براي انجام آن آرزو است.

آرزوي راستين هرگز سست و سرد و بي رنگ نيست، شديد و نيرومند است.

آرزوي درست و نيرومند نخستين گام براي حل مشکلات و رسيدن به جاده توانگري است.

اهداف بزرگ همواره با آرزوهايي کوچک همراهند که وقتي بدست مي آيند، آرزوهاي کوچکتر نيز خود به خود برآورده مي شوند.

ببينيد که آرزوهاي راستين شما چيست؟ به جاي اينکه آنها را سرکوب کنيد، به طرزي سازنده به آنها بنگريد و سپس آنها را بنويسيد. از آنها فهرستي تهيه کنيد. به طور منظم به سراغ آنها برويد و در صورت لزوم آنها را جابجا کنيد. با اين کار جايگاه ذهني آنها نيز منظم مي شود و اينجاست که ذهن مي تواند ثمرات معيني به بار آورد، چون به طرزي روشن به آن گفته شده که چه بايد بکند.

دکتر اميلي کدي: هرگاه آرزويي درست و نيرومند به سراغتان آمد، دست خداست که دَرِ ذهنتان را مي کوبد و مي خواهد موهبتي عظيم تر به شما هديه کند.

اگر آرزوهاي درست را سرکوب کنيد به صورت ساير اعمال منفي بروز خواهند کرد.

توانگري حاصل انديشه و عمل آگاهانه است، که هميشه کامياب است. مانند يک پل و يا يک ساختمان حاصل برنامه ريزي دقيق است. بدون طرح هاي آگاهانه و توانگرانه نمي توان شاهد ثمراتي استوار و پايدار شد.

هر آنچه که بتوانيم تصور کنيم به ياري خدا مي توانيم بدست آوريم.

گوته: آنچه را که مي انديشي يا مي انديشي که مي تواني، آغاز کن! در جسارت، نبوغ قدرت سحر و جادو نهفته است.

موانع از سر راه انسان هايي که مي دانند به کجا مي روند مي گريزند و دور مي شوند.

انديشيدن به آرزوها، نوشتن و تعيين زمان دلخواه براي برآورده شدن و دعا براي اينکه لطف خدا شامل حال آن آرزوها شود، داراي اقتداري شگفت است که به ثمر مي رسد.

وقتي آرزويتان را مي نويسيد، با خودتان صادق باشيد. احساسات و آرزوهاي خودتان را بنويسيد نه آنچه را که ديگران براي شما آرزومندند و مي خواهند.

يکي از راه هاي ساده و موثر براي بيدار کردن قانون خلاقيت اين است که روز خود را با نوشتن فهرست کارها آغاز کنيم، و با نوشتن خواسته ها و آرزوها پايان دهيم. در هر صبح به ليست کارهايمان مي انديشيم و در پايان روز هم نامه اي تشکر آميز به خدا مي نويسيم و به آرزوها و ليست کارهاي روز بعد هم مي انديشيم.

اگر در مسئله اي دچار مشکل شديد آنچه را که مي خواهيد روي بدهد را بر روي کاغذ بنويسيد، و بگذاريد آن اتفاق رخ دهد.

با تسلط بر ذهن مي توان تعهدات مالي را به موقع پرداخت کرد. فقط بايد تفکرات را درباره امور مالي کنترل کرد.

وقتي اوضاع و شرايط برخلاف ميل شماست، هر روز به گوشه خلوت خود برويد و بنويسيد که مي خواهيد اوضاع و شرايط چگونه باشد. اين کار کمک مي کند که پيشرفت هاي ذهنتان را بپذيريد و با ذهن نيمه هشيار همه کساني که در آن کار دخالت دارند همنوا مي شود و همکاري و ياري آنان را برايتان به ارمغان مي آورد.

پس نگريستن آدمي را از پيشروي باز مي دارد و نمي گذارد که اکنون يا در آينده پيشرفت هايي عظيم بيافرينيد.

اگر اتفاقي در آينده شما را نگران مي کند، بي درنگ از آنچه مي خواهيد پيش آيد بنويسيد و عنان آينده را به دست بگيريد.

 

قانون تخيل:

انسان مي تواند آنچه را که در تخيل خود تصور مي کند بيافريند.

براي از بين بردن شکست ابتدا بايد تصاوير ذهني آن شکست را از بين ببريم و سپس همه چيز را به صورت دلخواه ببينيم.

قدرت تخيل همواره نيرومندتر از قدرت اراده است.

چون آرزومند موهبت هاي عظيم هستيد بايد تصاوير ذهني آنها را در انديشه خود ايجاد کنيد.

استقلال و اراده در برابر قدرت تخيل ايستادگي مي کنند ولي اگر دلاورانه به قدرت تخيل خود بچسبيد، آرزويتان را متجلي خواهد کرد.

به جاي جنگيدن با فقر و شکست و مشکلات مالي، که اغلب بر مشکلاتتان مي افزايد، شيوه غيرمستقيم را به کار گيريد. يعني آرام و بي صدا بنشينيد و آگاهانه، با پشتکار و مداومت، موهبت دلخواهتان را در تخيل مجسم کنيد.

کاميابي نخست در ذهن زائيده مي شود.

از روياها و تصاوير هني خود براي موهبت هاي عظيم تر با ديگران سخن نگوئيد. ديگران تنها تاجي که به سر شما مي زنند اين است که با شک و ترديد و بي اعتنايي خويش، تصاوير زيبايي را که براي عظمت ساخته ايد، پاره پاره مي کنند.

گاه ثمرات تخيل بي درنگ است. اما اگر برآورده شدن آرزويتان به طول انجاميد، مطمئن باشيد که ثمراتي عظيم تر از آنچه که فکر مي کنيد به سراغتان خواهد آمد.

چارلز فيلمور: تخيل اين توانايي را به آدمي مي دهد تا خود را از زمان و مکان برون افکند و وراي هر گونه محدوديت قرار دهد.

يکي از راه هاي بکارگيري تخيل براي حصول ثمرات غني ثبت آرزوها در دفترچه يادداشت است. به نحوي که خواسته ها و آرزوهايمان با عبارت تاکيدي بر روي آن نوشته شود، و هر روز چند دقيقه به آن بيانديشيم. اين دفتر قوه تخيل را نيرومند و سرخوش و منتظر و فعال و اميدوار نگه مي دارد.

اگر با استفاده از قدرت ذهن بخواهيم صاحت موهبتي شويم که حقاً از آن ديگري است، بايد بدانيم که به استقبال مشکلات رفته ايم. آنچه متعلق به ديگري است حق الهي ما نيست.

اگر جاذبه اي که در برکت هايي که متعلق به ديگران است مي بينيد نشانه اين است که موهبتي مشابه آن براي شما در راه است. پس نکوشيد ذهناً آن را از آن خود مجسم کنيد و به سوي خود فرا خوانيد.

نبايد آنچه را براي خودتان نمي خواهيد براي ديگران مجسم کنيد زيرا اين تصاوير قهراً به سوي خودتان باز مي گردد.

بايد همواره به ديگران امتياز تصاوير ذهني نيکو عطا کنيد. معمولاً ثمرات زندگي فاصله ميان تصاوير ذهني سازنده و تصاوير ذهني مخربي است که براي خودتان و ديگران به آن سرگرميد.

هر روز صبح به محض بيدار شدن و يا شب قبل از خوابيدن براي پرورش قدرت تخيل خود تمرين کنيد.

کيف پولتان را مجسم کنيد که پر از پول است. حسابتان را که با ارقامي بزرگ پر شده است.

ديگران را موفق و زيبا مجسم کنيد تا توانگر و کامياب شوند. همسرتان را به سيمايي مجسم کنيد که مي خواهيد به آن قيافه باشد.

آدمي همان مي شود که در خيال خود تصور مي کند.

 

قانون فرمان:

قانون فرمان، کليد شما براي توانگري و تسلط است.

واژه فرمان به معناي اختيار و کنترل داشتن است.

از قانون فرمان استفاده کنيد. وقت آن است که جوهر را به صورت کلام درآوريد و فرمان دهيد تا اثير را به عمل بدل کنيد.

گاه احکام ما دنباله واژه هايي است که از سر بي فکري برزبان مي آوريم. مانند: حاضرم دستم را بدهم تا ...

همواره بايد زماني لب به سخن گشود که بتوان کلامي سازنده بر زبان آورد.

تمرين روزانه عبارت تاکيدي آسان ترين راه بيدار کردن قانون فرمان براي آفرينش نيکويي هاست.

هرچه بيشتر موهب دلخواهتان را به تاکيد بر زبان بياوريد با شتابي هرچه بيشتر شاهد ثمره مرئي آن مي شويد.

يادتان باشد که کلامتان، جهانتان را مي سازد.

چند عبارت تاکيدي:

1- من والاترين و عالي ترين ويژگي هاي همه مردم را دوست دارم. هم اکنون والاترين و عالي ترين افراد را به سوي خود مي کشانم.

2- هم اکنون همه چيز و همه کس سبب توانگري من مي شود و من نيز هم اکنون موجب توانگري همه چيز و همه کس مي شوم.

مي توان عبارت تاکيدي خود را بر روي کاغذي نوشت و بر روي هر کي از نقاط مختلف خانه برحسب نياز چسباند تا هميشه با ديدن آنها، آن را تکرار کنيم. بر روي آينه، کمد، ظرف نان، آشپزخانه و ...

بهتر است هر روز اين عبارت را نيز تکرار کنيد: کلام من سرشار از قدرت ثروت بخشِ توانگري است.

اگر عبارت تاکيدي در نظرتان عجيب جلوه مي کند اشکالي ندارد، بگذاريد عجيب بنمايد، اما به آن ادامه بدهيد.

عبارت تاکيدي براي زايمان: خداي درونم قادر است و قدرت او را در زندگي و سلامتم مشاهده مي کنم. پس کودک سالم و بي نظيرم را به شادماني و آساني به دنيا       مي آورم.

بيشتر ما به جاي اينکه به غول هاي معنوي بدل شويم، آدم کوتوله باقي مانده ايم.

تکرار يک عبارت تاکيدي همواره با يک نفر ديگر بسيار موثر است. به شرطي که آن شخص با شما موافق باشد.

ذهن مي تواند بيماري و يا تندرستي بيافريند.

از موهبت هاي بي کران و غني خدا هرچه بخواهيد مي توانيد بدست آوريد، به شرط اينکه بهاي آن را با تکرار روزانه عبارت تاکيدي خود بپردازيد.

تکرار عبارت تاکيدي بهترين راه براي عوض کردن شيوه تفکرتان است به راستي که اگر به تاکيد بگوييد همان چيزي هستيد که مي خواهيد باشيد، همان مي شويد.

به اين سه مرحله توجه کنيد:

1- هر روز فهرست موهبت هاي دلخواهتان را بنويسيد.

2- ذهناً مجسم کنيد که به آرزوهايتان رسيده ايد.

3- جسورانه و آگاهانه به ثمرات نيکو و نتايج دلخواهتان فرمان تجلي بدهيد.

 

قانون افزايش:

نخستين شرط در قانون افزايش، ايجاد و حفظ گرايش غني نسبت به همه چيز و همه کس است.

وقتي خودتان و ديگران را موفق و توانگر ببينيد به راستي که کمک مي کنيد تا چنين شود.

چه زيباست که اگر به جاي قانون منفي کاهش از قانون مثبت افزايش استفاده شود. اين خواسته آرزويي است الهي، از اين رو آرزوي موهبتي افزونتر نبايد مورد سرزنش و يا سرکوب قرار گيرد.

هرگز وقت خودتان را خواه درباره خودتان و خواه ديگران با انديشه کاهش تلف نکنيد. يقين بداريد آنچه از خود بيرون مي فرستيد چند برابر به خودتان باز مي گردد و  همان گونه تجربه ها را در زندگي تان پديد مي آورد.

اقتدار يک انديشه توانگر مي تواند همه شرايط بد و نامطلوب را عوض کند.

اغلب اوقات به جاي استفاده از قانون افزايش از قانون کاهش استفاده مي کنيم که اين کار توانگري ما را به تعويق مي اندازد.

بيان تاکيدي افزايشي براي دوستان و همکاران: با افزايش غني موهبت هاي متعال الهي برايت برکت طلب مي کنم.

وقتي با کسي سخن مي گوييد، تنها درباره موفقيت او صحبت کنيد. اگر کسي را مي شناسيد که اشتباهات گذشته اش را کنار گذاشته است، گذشته اش را ناديده بگيريد و کمکش کنيد تا کاميابي اين لحظه اش شکوفا شود.

احساس استغنا و کاميابي و توانگري که از وجودتان مي تراود، مردم را به سوي شما جذب مي کند. مردم به طور ناخودآگاه به جايي مي روند که سرشار از فضاي افزايش باشد.

براي توانگري مدام بايد جرات متفاوت بودن را داشته باشيد.

وقتي کسي درباره اوضاع دشوار صحبت مي کند، نه بايد ناراحت شويد و نه بايد در آن شرکت کنيد مگر اينکه بخواهيد خودتان هم دچار همان تجربه شويد.

بيشتر شکست هاي ظاهري پي ريزي راهي به سوي پيروزي است.

در راه مسير انديشه توانگرانه با حداکثر سرعتي که مي توانيد به پيش برويد، اما عجله نکنيد، هرگاه اين طور شد تعمداً ترمز کنيد و سپس توجهتان را به چيزي که        مي خواهيد، معطوف کنيد، سپس دوباره به ادامه راه و مسير خود بپردازيد.

هيچ کس جز خود شما نمي تواند جلوي کاميابي و توانگريتان را بگيرد. به سخنان و افکار منفي و کاهش ديگران توجه نکنيد.

هرگاه دري به رويتان بسته شد بدانيد که درهاي بزرگتر و عالي تري مي خواهد به رويتان باز شوند.

خودتان را از شر حقارت حسد و حسرت به کاميابي ديگران برهانيد.

به محض برزبان آوردن کلمات نيکو، موهبت هايتان آفريده مي شوند.

 

گرايش توانگرانه نسبت به پول:

چه فقير باشيد و چه ثروتمند، پول چيز خوبي است.

امکان ميليونر شدن شما بيش از آن است که فکرش را مي کنيد.

اگر پول اهميتي نداشت، پس اين همه تلاش شبانه روزي براي کسب و کار براي چه است؟ اين عدم تعادل در رفتار و گفتارمان، تلاشمان براي بدست آوردن پول را خنثي و بي ثمر مي کند.

پول تجسم قانوني توانگري است.

اگر شخص بتواند نسبت به پول گرايش دوستانه داشته باشد، گنجايش پول درآوردنش افزايش مي يابد.

پول وسيله اي الهي براي مبادله و معاوضه خدمات است و هيچ چيز پليدي در آن نيست.

قانون ذهن چنين است که هر چه را مورد قدرداني قرار بدهيد به سوي خود جذب مي کنيد. پس اگر به طرزي دلپذير درباره پول بيانديشيد آن را چندين برابر مي کنيد.

انديشه هايتان جهانتان را مي سازد.

هرگاه براي تامين مخارجمان لنگ مي مانيم اغلب به علت قدرشناسي از پول خودمان يا ديگري است و گله و شکايت از وضع بدمالي و حتي سياست هاي کلان جامعه و کشور است.

قاعده طلايي توانگري اين است که هرگز نبايد در مورد امور مالي ديگري چيزي بگوييد و يا بينديشيد که براي خودتان نمي خواهيد

هرجا نشاني از برکت بي کران الهي را مي بينيد بايد به وجد آييد.

اگر براي قدرداني تان از پول دنبال عذر و بهانه بگرديد، پول از بهانه آوردن احمقانه شما منزجر خواهد شد و شما را دفع خواهد کرد.

وقتي به پولتان دست مي زنيد مراقب انديشه هايتان باشيد، زيرا پول از طريق ذهنتان به منشاء همه جوهرها و همه ثروت ها پيوسته است.

بيدار باشيد که کليد همه ثروت ها يا علت همه تنگدستي ها در دست خودتان است.

همان طور که نبايد با نظر تحقير به پول نگاه کرد، نبايد از آن بت بسازيد و پرستش کنيد.

عبارت تاکيدي درباره پول: من در کمال فرزانگي و عشق و داوري نيکو، در همه امور مالي ام از اقتدار مثبت جوهر غني خدا کام مي جويم و از هر جهت توانگرم.

عبارت تاکيدي در هنگام مشکلات مالي: ايمان دارم که اين نيز مي گذرد.

وقتي به کسي پولي مي دهيد از اين انديشه که آن شخص نيازمند آن پول است يا شما ملزم به پرداخت آن پول هستيد برحذر باشيد. اين انديشه تنها نيازهاي مالي را به سمت شما جذب مي کند.

با اين انديشه که بر ثروت و توانگري آنها بيافزاييد به کسي پول قرض بدهيد. اين انديشه هم به بخشنده و هم به ستاننده استغناي بيشتري مي بخشد.

عبارت تاکيدي براي پذيرش هديه اي که به سمت شما مي آيد: همه درها گشوده اند تا همه ثروت ها به سوي من سرازير شود. همه راه ها باز و آزادند تا وفور بيکران هم اکنون آغوشم را پر کند.

اگر هديه اي به شما داده شد که نمي توانيد از آن استفاده کنيد، بپذيريد و آنگاه با خوشحالي آن را به کس ديگري بدهيد که مي تواند از آن استفاده کند.

پيش از تناول هر وعده غذايي از خداوند فيض و برکت بطلبيم و از اين طريق بياد بياوريم که خداوند منشاء رزق و روزي است.

مبلغي را که مي خواهيد، مادام آن را طلب کنيد و به تاکيد بگوييد که اين مبلغ را به من بده تا در نهايت به تجلي درآيد.

عبارت تاکيدي براي مبلغي معين: اکنون همه درها گشوده اند و همه راه ها باز و آزادند تا همه ثروت ها به سوي من سرازير شود. اکنون مبلغ .......... از راه هاي شگفت الهي متجلي مي شود و نزد من مي آيد.

عبارت تاکيدي که مي توان براي کارهاي بانکي نوشت: اي پول فراوان، اي ثروت بيکران، هم اکنون در اينجا خودت را به وفور متجلي کن.

انديشه هاي روشن و معين، ثمرات روشن و معين را پديد مي آورند.

فقيرانه سخن گفتن مانند آنقدر دارم که روزگارم را سپري کنم يا شب گرسنه سر بر بالين نگذارم.... تقليد از تکيه کلام گداهاست.

ديروز چکي است که اعتبار ندارد. فردا چکي است که موعدش نرسيده و امروز تنها اسکناسي است که در دست داري، پس خردمندانه خرجش کن.

 

کار راهي قدرتمند براي توانگري:

کار عامل مهمي در توانگري است به شرطي که با انديشه توانگري همراه باشد. در غير اين صورت به شکست مي انجامد.

کسي که دائماً نسبت به ديگران سرشار از کينه و عداوت است و دائماً مي خواهد حس همدردي ديگران را نسبت به اوضاع مالي خرابش جلب کند، هرگز نمي تواند به توانگري دست يابد.

ويليمام جيمس: 90% مردم تنها از 10% ذهن استفاده مي کنند.

هر انسان صاحب انرژي خلاق متمرکزي است که همواره جوياي راهي تازه براي بيان و تجلي است.

آرزوي توانگري و بيان نفس به شيوه اي سودمند در کار، بخشي از انرژي خلاقي است که مي کوشد تا در زندگي ما نمايان شود.

اگر انرژي خلاق راه خروجي درست را بيابد و گرايش هاي درست در ذهن آدمي برقرار شود، انسان احساس خوشبختي کرده و کارش الهي مي انگارد. اما اگر اين انرژي راه خروجي درست را نيابد، انرژي خلاق در همان راه هاي متوسط محدود مي شود. در نتيجه انسان احساس بدبختي کرده و کارش را لعن و نفرين مي کند.

اگر کارتان را ناموفق مي دانيد بايد بدانيد که به دليلي در آن موضوع قرار گرفته ايد. شايد آن کار در آينده موجب کاميابي و پيشرفت شما شود.

جيمز آلن: انسان تنها زماني مي تواند انسان بودن را آغاز کند که لب از ناله و فغان فرو بندد. آنگاه عدالت نهفته اي که زندگي اش را منظم مي کند، بجويد.

هرگز نمي توان با تحقير و شکايت از ديگران حقارت شکست و ناخرسندي خود را پنهان کرد.

تا لحظه اي که درون دگرگون نشده باشد، نمي توانيد شاهد دگرگوني هاي بيرون باشيد. زيرا فرايندهاي دروني ذهن، همه تجربه هاي بروني زندگي مان را کنترل مي کنند.

بايد بکوشيد که با وجود عدم رضايت از شغل فعلي خود، به شيوه اي هنجار زندگي کنيد و از کار کنوني خود نيز بيشترين بهره را ببريد.

دلسردي نشانه رسوايي نيست. رسوايي وقتي است که بگذاريد دلسردي بر شما پيروز شود. و روياهاي شگفت و خيال انگيز کاميابي و پيشرفت را از ذهنتان بربايد.

به هنگام دلسردي وظيفه ما تمرکز بر آرمان هاي برتر و کارهاي رضايت بخش و دلخواهي است که انتظارش را مي کشيد.

نا اميدي را نشانه اي بدانيد که به شما مي گويد جزر و مد امور در حال دگرگوني است و تا سحر چيزي نمانده است.

در حيطه ذهن انديشيدن به متضاد چيزي دلسرد کننده و کاهنده قدرت ذهن سريع تر و آسان تر از انديشه ي نيکو و تدريجي نتيجه مي دهد. پس در صورت نااميدي از قانون ذهني معکوس استفاده کرده و قضيه را از نو درپيش گيريد.

در برابر شرايط بد کنوني گرايش عاري از مقاومت درپيش گيريد و بدانيد که پيشاپيش دگرگوني به سوي بهبودي آغاز شده است.

کسي که بر ترس و ترديد فائق آيد بر شکست نيز غلبه مي کند.

تا مي توانيد خودتان را در فضاي ثروت و وفور نعمت قرار دهيد و وقتتان را در کنار اشخاص موفق بگذرانيد.

به جاي نگريستن به نيمه خالي ليوان، هر روز به ياد آريد که نيمي از ليوانتان پر است.

عبارت تاکيدي براي عوض کردن وضع کنوني: اکنون راه هاي تازه زندگي و شيوه هاي جديد کارم به من نشان داده مي شود. من محدود و مقيد به راه ها و شيوه هاي گذشته ام نيستم. کار عالي و بي نظيرم را از راهي عالي و بي نظير تجربه مي کنم. کاري که بي درنگ به من رضايت کامل و درآمدي بي همتا مي بخشد.

کار امري است الهي و کار راستين و پاداش راستين شما همانقدر جوياي شماست که شما جوياي آن.

در نتيجه:

1- هر چه زودتر از زندگي دلخواهتان تصوير ذهني بسازيد.

2- پس از ايجاد تصوير ذهني، ذهناً با آن همراه باشيد و در آن زندگي کنيد.

3- از ذات بي کران و قدرتمند الهي بخواهيد که براي رسيدن به تصوير دلخواهتان در کدام جهت گام برداريد. پس با جسارت و ايمان در آن گام برداريد و بدانيد که شما را به رضايتي غني مي رساند.

4- اين را فراموش نکنيد که مي توانيد کار هماهنگ و موافق را بدست آوريد و آن را به دست مي آوريد. بهاي آرزوي دروني و بيروني تان را با کار بپردازيد تا به آن موهبت برسيد.

5- هم اکنون به هرچه دست مي زنيد بهترين کاري را که از شما برمي آيد ارائه دهيد. وانگهي با غرقه ساختن ذهنتان در آنچه دوست مي داريد، روحيه خود را حفظ مي کنيد.

 

استقلال مالي:

اساساً معناي استقلال مالي، آزادي مالي است، که مي تواند در شخص يک معناي بخصوص داشته باشد و حتي شامل کاري درآمدزا باشد.

آرزوي استقلال مالي آرزويي است الهي که بايد به صورت سازنده، عيان و بيان شود و نبايد سرکوب گردد.

اگر امور ناخوشايند هستند و هميشه آن طور بوده اند نشانه آن نيست که نمي توانند عوض شوند.

نارضايتي از وضع مالي کنوني نخستين گام به سوي حصول استقلال مالي است.

بعد از تصميم گيري که در زندگي کمتر از بهترين را نپذيريم، شايد قانون تمرکز و حراست از انديشه و مراقبت از عواطف باشد.

اگر عواطف و احساسات حتي پس از کسب استقلال مالي پراکنده شوند مي تواند منجر به شکست و بروز مشکلات نيز شوند.

انديشه پراکنده موجب پراکندگي اقتدار ذهن مي شود.

احساسات ژرف ما مي تواند موجب شکوفايي اقتصادي يا ورشکستگي ما شوند.

حراست از انديشه و عواطف و ذخيره انرژي براي استقلال مالي ضروري است.

براي توانگري بايد با شهامت متفاوت بودن را - دست کم براي مدتي - داشته باشيد.

لحظه اي که انسان بايد از خودش دل و جرات نشان بدهد، لحظه اي است که در معرض خطري شديد است. آدمي براي پيروزي چشمگير بايد آماده و مشتاق خطر فراوان باشد.

وقتي تصميم مي گيريد که از نظر مالي مستقل باشيد بي درنگ ذهنتان را بر روي اينکه «مردم چه فکر مي کنند» مي بنديد و شهامت و تمرکز بر هدفتان را مي يابيد.

شهامت انديشيدن به استقلال مالي را داشته باشيد هر چند در اين لحظه امري محال باشد.

براي کسب توانگري مي توانيد کارتان را با خدا شريک شويد و بخشي از کارها را که شما از انجام آن عاجز و ناتوانيد به او بسپاريد به اين امر ايمان داشته باشيد که او نيز با شما شريک خواهد شد و کارتان به سرانجام خواهد رسيد.

اگر به خدا که عالم مطلق و قادر مطلق است اعتماد نکنيم پس به چه کسي مي توان اعتماد کرد.

خداوند در قرآن مي فرمايد: بخوانيد مرا تا اجابت کنم شما را. پس حتماً اين وعده الهي محقق خواهد شد.

کاميابي از آن انساني است که به هدفش چشم بدوزد و هر چه او را از هدفش باز مي دارد کنار نهد.

با دست داشتن از گفتگوها و معاشرت ها و روابط و فعاليت ها، مخصوصاً صحبت هاي غيرلازم و غيرضروري با مردماني صاحب ذهن پريشان و انديشه هاي پراکنده، درمي يابيد که استقلال مالي همين گوشه و کنارهاست و بسيار نزديکتر از آنچه مي پنداشتيد.

وقت و نيرويتان را به هدر ندهيد و تنها با مردماني صاحب ذهن توانگر که با شما هم سليقه اند و داراي علائق مشابه و سازگار، نشت و برخاست کنيد.

روزتان را حتي پيش از برخواستن از بستر با طلب فراواني و توانگري براي همان روز آغاز کنيد.

از طريق اقتدار انديشه توانگر، انجام هر کاري ممکن است.

يک فن ساده براي توانگري: هر مقدار پولي که داريد، خواه مبلغ چک باشد يا سهام و يا هر چيز ديگر آن را به ده برابر مجسم کنيد که به سوي شما باز مي گردد. با اين کار به جاي تمرکز بر فقر تنگدستي به توانگري مي انديشيد.

استقلال مالي يکي از حقوق و موهبت هاي خدادادي براي همه ابناي بشر است که شما مي توانيد از طريق گرايش ها و کنش ها و واکنش ها به تجلي درآوريد.

ده گام که بخت بلند و خوش اقبالي مي آورد براي کسب استقلال مالي و انديشه توانگر:

1- با ذهني آرام و خاموش، در ژرفاي سکوت باطن از خدا بپرسيد که چرا نبايد به استقلال مالي دست يابيد.

2- از بالاترين درجه استقلال مالي که آرزومندش هستيد، براي خود تصوير ذهني بسازيد.

3- از آنچه خودتان به راستي مي خواهيد تصوير ذهني بسازيد، بر پايه هاي ميل و خواسته و آرزوي دروني خودتان، نه بر پايه هايي ديگر.

4- درباره طرح دروني تان به هيچ کس چيزي نگوييد.

5- طبق احساستان نخستين گام ها را به سوي استقلال مالي تان برداريد. تعيين کنيد در چه زماني مي خواهيد به استقلال مالي کامل دست يابيد.

6- اگر اوضاع بي درنگ بر وفق مرادتان نچرخيد و فوراً نتايج دلخواهتان را بدست نياورديد مضطرب و برانگيخته نشويد.

7- به جاي توجه به اينکه ديگران چه مي گويند يا چه فکر مي کنند، به تصوير ذهني استقلال مالي تان ادامه دهيد و ببينيد که از چه راهي بايد آنها را به تجلي درآوريد.

8- دريابيد به محض اينکه آرزوي استقلال مالي در دلتان بيدار مي شود، همه روياهايتان پيشاپيش در عرصه ذهني به حقيقت پيوسته اند، از عبارت تاکيدي براي تجلي آنها استفاده کنيد.

9- به خاطر آوريد که اگر ديگران توانسته اند به استقلال مالي دست يابند، پس شما هم مي توانيد. آن کار مي تواند در مقياسي وسيع تر  انجام شود.

10- به ياد آوريد که همه موهبت ها پيشاپيش در حيطه جوهر کائنات و عالم وجود دارد. تاريخ نشان مي دهد که همه خواسته هاي ذهني بشر برآورده شده است. پس خواسته ذهني تان را با کائنات مطرح کنيد.

مدام با خود ندا دهيد که: هر روز، از هر جهت، به ياري خدا، صاحب استقلال مالي افزون تر مي شوم.

 

قانون محبت و خيرخواهي:

در شرايط بد و ناهماهنگ با شيوه اي محبت آميز و خيرخواهي مي توان نظر و احساس اطرافيان را جلب کرد.

همه کساني را که در طول روز با آنها در ارتباط بوديد، سرشار از مهر و محبت و تفاهم و هماهنگي مجسم کنيد.

جرات به خرج دهيد و روزتان را با برنامه ريزي ذهني رويدادهاي آن روز آغاز کنيد و به چشم دل ببينيد که رويدادها، دلپذير و هماهنگ و موفقيت آميز خواهند بود.

85% از کاميابي انسان مربوط به توانايي کنار آمدن انسان به مردم است.

محبت و خيرخواهي بر توانايي کنار آمدن با مردم مي افزايد.

محبت قانوني است که سلامت، سعادت و همه گونه کاميابي را براي آدمي به ارمغان مي آورد.

محبت قدرت وحدت بخش کل کائنات است.

محبت مي تواند کارهايي را برايتان به انجام برساند که هرگز از طريق قدرت بشري خودتان، قادر به انجام آن نخواهيد بود.

در سطح شخصي مي توان محبت را به صورت حس تعهد و ملايمت و مهرباني و تاييد و تحسين نسبت به افراد خانواده يا حلقه دوستان نزديک ايجاد کرد و نشان داد.

محبت در سطح غيرشخصي يعني کنار آمدن با مردم يا نيک خواهي براي ديگران بدون وابستگي شخصي.

انديشه ها و احساس ها و اميدها و آرزوهاي خودتان عشق و محبت را مي زايد. وقتي آگاهانه و از روي تعهد، ابراز عشق و محبت کنيد، هزار برابر به سويتان باز مي گردد.

هر روز آگاهانه چند دقيقه را به آفرينش محبت بگذرانيد.

عبارت تاکيدي آفرينش محبت: اکنون به ياري خدا آگاهانه و شادمانه، عشق الهي را در خودم و جهانم و زندگاني همه انسان ها مي گسترانم.

ذهناً مجسم کنيد که موجودي سالم و توانگر و تابناک و هماهنگ و متبرک و نامحدود و آزاد و رها هستيد.

خويشتن دوستي کوچکترين اشکالي ندارد. تا خودتان را دوست نداشته باشيد نمي توانيد ديگران را دوست داشته باشيد

آدمي مي تواند انسان ها و اوضاع و شرايط را زير قدرت سحرآساي عشق و محبت بمباران کند و از اين طريق، دگرگوني هايي اعجاز آميز بيافريند.

به اندام و قسمت هاي نامطلوب بدنتان بگوييد:  بادا عشق الهي هم اکنون در تو زنده و متجلي شود.

براي همه موهبت ها و چيزهاي زندگي تان، حتي آنهايي که هنوز پديدار نشده اند، حتي قبض ها و همه چيز و همه کس عشق الهي را طلب کنيد.

لازم نيست براي جلب رضايت ديگران به هيچ گونه سازش يا تلاشي تن داد، زيرا نشان دادن هر نوع ضعف يا احساس عدم امنيت فقط به نارضايتي و بدرفتاري افزون تر دامن مي زند.

قدرداني و حق شناسي و مهرباني و تفاهم و ابراز محبت را نيز مي توان يکي از اسرار کاميابي دانست.

محبت شکست نمي شناسد.

علاوه بر مراقبه براي محبت و تکرار عبارت تاکيدي درباره محبت، نوشتن عبارت حاوي کلام محبت آميز نيز بسيار سودمند است.

معمولاً مشکلات خانوادگي ناشي از فقدان يا کمبود ابراز محبت است.

کودکان نيز مانند بزرگسالان تشنه قدرداني صميمانه و تحسين و تشويق هستند.

زماني را به صحبت روزانه با فرزندان اختصاص دهيد تا از آنچه که در ذهن او مي گذرد با خبر شويد و گرايش هاي درست و پيشرفت هايش را تحسين و تمجيد کنيد.

شيوه اي که براي ايجاد نظم و تربيت انتخاب مي کنيد بايد به تعالي و کمال بينجامد، نه به عصيان و مقاومت يا رفتارهاي منفي افزون تر.

پرورش اصلي کودک اين است که توانايي هاي فطري و استعدادهاي ذاتي او نمايان و شکوفا شود.

وظيفه پدر و مادر اين است که عشق الهي را در باطن هر کودک نهفته است را بپرورانند و عيان کنند.

وقتي براي هر تجلي کوچک يا بزرگ عشق در زندگي تان سپاس مي گذاريد، بر قدرت فزاينده آن مي افزاييد.

چارلز فيلمور: براي رهايي از مشکلاتتان به قدرت عشق اعتماد کنيد، به عشق توکل کنيد که از حل هيچ مساله اي عاجز نيست.

عبارت تاکيدي ايجاد عشق الهي: عشق الهي پيشاپيش همه چيز را مي داند و هم اکنون به شيوه اي غني و شکوهمند همه نيازها را برمي آورد. ثمرات نيکوي عشق الهي هم اکنون پديدار مي شوند.

 

قانون دعا:

دعا نيرومندترين قدرت کائنات است.

دعا تلاش پيوسته آدمي براي شناخت خداست.

يهوديان باستان که نگرش معنوي نيرومندي نداشتند، مي پنداشتند خدا به چشم کرم هاي خاکي به آنها مي نگرد.

انساني که روز به طور منظم دعا مي کند، مي تواند يقين بدارد که کامياب خواهد شد. زيرا خود را با غني ترين و کامياب ترين نيروي کائنات همنوا مي کند.

اگر به چيزي نياز داريد کاملاً درست و بجاست که براي يافتنش دعا کنيد.

يقين بداريد که خدا همواره با شما و درون شما و کنار شماست و دعاهايتان را مي شنود.

وقتي دعا مي کنيد و مي گوييد که آن چيز را نمي خواهيد بايد بگوييد به جايش اين يکي يا چيزي بهتر را مي پذيرم.

دعاي نفي هر آنچه را که منفي است و در شرايط بد قرار دارد و ما آن را نمي خواهيم، نابود مي کند.

مهمترين مساله درباره دعاي نفي و دعاي تاکيدي گرايش ذهن آدمي است. نه شيوه ها و قواعدي که به کار مي بريم.

اگر فکر مي کنيد که ديگري قصد گرفتن موهبت شما را دارد، در چنين مواقعي ندا دردهيد: هيچ چيزي نمي تواند با عطايايم بستيزد. آنگاه مي بينيد که همه اموري که برضدتان بودند در جهت خودتان به شما حرکت مي کند.

هرگاه بتوانيد بر ترس از هرگونه مشکل فائق آييد، يقيناً شما بر آن مسلط شده ايد، نه آن بر شما.

اي کاش مردم به جاي خم شدن در برابر تجربه هاي ناخوشايند مي دانستند چگونه به آنها نه بگويند.

گفتگو درباره گرايش نفي و تکذيب، دعوت يا استقبال از مشکلات نيست.

گرايش انکار يعني نه گفتن ذهني به هر نيتي يا سخني که کمتر از بهترين باشد، يا عدم توجه به آنچه نمي خواهيد تجربه کنيد.

وقتي به وضعيت ناخوشايند زندگيتان نه بگوييد، به جاي اينکه بگذاريد وضعيت بر شما مسلط شود، شما از نظر ذهني و عاطفي عنان اختيارش را به دست مي گيريد.

پس از دعا نفي و انکار که پاک و محو و حذف مي کند بايد از طريق استفاده از دعاي تاکيدي، موهبتي نيکو و تازه را جانشين آن کرد.

اگر به هنگام رويارويي با مشکلات، در مراقبه و سکوت فرو رويد و از ديدگاه الهي به حل آن بينديشيد، بي ترديد هدايت مي شويد که چه بايد بکنيد.

راز اقتدار انسان در مراقبه و سکوت روزانه او نهفته است.

وقتي براي مراقبه از دنيا کناره مي گيريد بهتر است که به شکست هايتان نينديشيد. در عوض، آرام شويد و توجهتان را به خدا و رحمت بي کران او معطوف کنيد. در ذهنتان انديشه هايي را نگه داريد که به شما کمک مي کنند.

دعا راز آرامش و اقتدار و توانگري است.

 

قانون اعتماد به نفس:

اعتماد به نفس يعني ايمان به توانايي هاي ذاتي و استعدادهاي فطري خويش و ايمان به ياري خدا در پرورش و گسترش آنها.

در اعتماد به نفس قدرتي هست که توانايي ها و اقتدارتان را دو برابر مي کند.

اعتماد به نفس با خودپرستي تفاوت دارد. در خودپرستي اراده خود را بر اراده خدا غالب مي کنيم، اما در اعتماد به نفس فروتنانه به ذات خدا و اعتقادات باطني خويش ايمان داريم.

کساني که به مقامات مهم و پردرآمد ارتقاء مي يابند، به راستي به خودشان و توانايي هايشان ايمان دارند.

هيچ کس نسبت به کسي يا چيزي که اعتماد به نفس ندارد، توجه چنداني نشان نمي دهد. زيرا ذهنش نيروي منفي است که به جاي جذب، دفع مي کند.

يک عبارت نيکوي مثبت بيش از هزار انديشه منفي قدرت دارد و دو عبارت نيکوي مثبت بيش از ده هزار انديشه منفي.

يکي از بهترين راه هاي ايجاد و پرورش اعتماد به نفس اين است که شب در بستر پيش از آنکه به خواب فرو رويد، با انديشه هاي سرشار از اعتماد به نفس به ذهنتان خوراک برسانيد.

يکي از عبارت هاي قبل از خواب: من به خواب مي روم اما خدايي که در من است بيدار مي ماند تا مساله ام را با نظم الهي حل کند و مرا به کاميابي و شادماني و توانگري برساند.

عبارت تاکيدي براي اعتماد به نفس: خدا دوستم دارد، خدا هدايتم مي کند، خدا راه را نشانم مي دهد، و فقط خدا مي تواند توانگرم کند.

براي پرورش اعتماد به نفس، تکرار عبارت تاکيدي که بر روي بخش هاي مختلف نوشته شده است، بسيار مفيد خواهد بود.

براي عبارات تاکيدي خود دفترچه اي تهيه کنيد و هر روز چندين بار عبارت تاکيدي خود را در آن بنويسيد و بخوانيد.

هرگاه در قدرت خود براي توانگري دچار ترديد شديد به سراغ دفترچه خود برويد و اين عبارت را بارها بخوانيد و بنويسيد: من بنده و جانشين خدا در زمين هستم و همه موهبت هاي خدا از آن من و تحت اراده من است. مجبورم صاحب همه آنها باشم، زيرا بنده و جانشين خدا در زمين هستم. همه آنها را هم اکنون مي طلبم و همه آنها نيز هم اکنون پديدار مي شوند.

پس از نوشتن و تکرار عبارت تاکيدي درباره  کاري که از آن ترس داريد، در کمال جرات و آرامش به انجام آن دست بزنيد و ايمان داشته باشيد که خدا به شما کمک خواهد کرد. اگر در نيمه راه ترسان و لرزان شديد ديگر بار تکرار کنيد: قدرتم از خداست و از طريق قدرت مطلق او قادر به اجام همه کارها هستم و هم اکنون ثمره کامل و بي همتا پديدار مي شود.

اين را به خاطر داشته باشيد که گاهي پس از نشان دادن دل و جرات و پيروي از اعتقاداتتان، گويي نيرويي نامرئي شما را مي آزمايد تا ببيند که به تصميماتان به اندازه کافي ايمان داريد يا نه. پس، از نتيجه معکوس در ابتداي کار نترسيد و با ايمان به تکرار عبارات تاکيدي براي تقويت اعتماد به نفس خود بکوشيد، و يقين بدانيد که به کاميابي و توانگري مي رسيد.

عبارت تاکيدي: هم اکنون زمان توفيق الهي است. معجزه از پس معجزه مي آيد و برکت و شگفتي هاي خدا هرگز از بارش باز نمي ايستد.

يکي از راه هاي فرح انگيز ايجاد و پرورش اعتماد به نفس، تماس با کساني است که داراي اعتماد به نفس هستند.

يکي ديگر از راه هاي پرورش اعتماد به نفس در خودتان و ديگران، آغاز قدرداني و تحسين و تمجيد از نکات مثبت ديگران است.

کلام تحسين آميز و کاميابي بخش را زماني به او بگوييد که هنوز به موفقيت نرسيده است. زيرا آن موقع او به راستي به اين کلام نيازمند است. يقين بداريد که يک نفر ديگر هم در لحظه اي که شما بيش از هر وقت ديگر به آن نياز داريد، اين کار را براي شما خواهد کرد.

حتي کساني که جهان آنها را به عنوان موفق ترين اشخاص مي شناسد تشنه تشويق و کلمات پرمحبت و سرشار از تحسين و قدرداني هستند.

روانشناسان مي گويند که از موثرترين راه هاي ايجاد اعتماد به نفس، مراقبه روزانه است.

انساني که فکر مي کند مي تواند، موفق مي شود.

 

قدرت هاي خارق العاده اي که در شما هست

همه کساني که دنيا آنها را نابغه مي داند کساني بودند که دل و جرات به خرج داده اند و به نداي تخيل خلاق و قدرت خارق العاده خود گوش فرا داده اند.

از آنجا که توجه ما به فعاليت هاي بيروني و دنياي خارج معطوف است، نداي شهود را نمي شنويم و هدايتش را ادراک نمي کنيم.

شهود يعني دانش و دريافت آني درباره چيزي، بدون استدلال. در واقع شهود الهامي دروني و باطني است که به صورت انديشه يا طرحي به ذهن هشيارتان مي آيد.

توفيق راستين، ثمره دل و جرات به خرج دادن و متفاوت بودن و نشان دادن فرديت انحصاري شخص است.

شهود، کاري به استدلال ندارد. تنها راه را نشان مي دهد و شما را آزاد مي گذارد که آن را انتخاب يا رها کنيد.

نوابغ و انسان هاي با اعتماد به نفس به الهام هاي باطني خود ايمان دارند و بدون ذره اي استدلال آنها را دنبال مي کنند. به همين دليل آنها را نوابغ مي خوانند.

گاه شهود به صورت الهامي دروني و گاه از طريق راه هاي بيروني به سراغتان مي آيد.

شهود گاه به صورت آري و گاه به صورت نه، به سراغتان مي آيد. گاهي اين آري آنقدر نرم و ملايم است که ابتدا آن را ناديده مي گيريد، زيرا نمي کوشد تا شما را مجاب کند. ولي اغلب صداي نه بلندتر و موکدتر است، که گاهاً جز اطاعت از آن چاره اي نمي يابيد.

براي پرورش شهود دروني و کسب پاسخ هاي آري و نه و شنيدن آنها، اين پنج گام را برداريد:

1- دريابيد شهود نيروي معنوي است که به استدلال و توضيح نمي پردازد. تنها موهبت عظيم را به شما نشان مي دهد. پس آنچه را که به دلتان مي افتد را دنبال کنيد تا بتوانيد به خير و صلاح خود دست يابيد.

2- به هنگام انجام کار روزانه خود را در محضر شهود الهي ببينيد. خود را آموزش دهيد که شهود الهي به شما علاقمند است و از هدايت و کمک به شما به وجد مي آيد.

عبارت تاکيدي: هم اکنون شهود الهي راه را نشانم مي هد. شهود الهي اکنون در من و از طريق من سرگرم کار است تا آسان و سريع و عالي ترين و کاملترين ثمره را براي من به بار آورد.

3- پس از آغاز اين گام هاي ذهني مشاهده مي کنيد که بر هر چه بينديشيد و توجه کنيد و علاقه نشان دهيد، اسرارش را بر شما آشکار و متجلي مي کند.

4- توانايي هايتان افزون تر و درباره بسياري از چيزهايي که خواهان يا نيازمند دانستن آن هستيد آگاهي مي يابيد. ناگهان حسي به صورت گواهي دل به شما مي گويدکه کدام کار را بکنيد يا نکنيد.

آرزو دست نوازشگر خداست که درِ ذهنتان را مي کوبد تا موهبتي عظيم تر را به شما ببخشايد.

هنگامي که دلتان از آرزويي ژرف لبريز است، نشانه آن است که پيشاپيش براي شما مهيا شده و منتظر است تا آن را باز شناسيد و بپذيريد.

هرگاه به الهامي که در دلتان افتاده شک کرديد بگوييد: اي شهود الهي، حقيقت کامل اين وضع چيست؟ هم اکنون چنان روشن آن را بر من آشکار کن که امکان اشتباه نداشته باشم.

5- خود را براي دريافت شگفتي ها آماده کنيد. زيرا ميراث الهي همواره از راهي نمي رسد که ذهن بشري شما تصور مي کند.

شهود بيروني از طريق راه هايي چون: کلام دوستي، عبارتي در يک مجله يا کتاب و .... جلوه گر مي شوند.

هرگاه مشکلي پيش مي آيد (هر مشکلي) آن را با خود نگه نداريد، و صبر نکنيد تا بزرگتر شود. بي درنگ هدايت و دانش مستقيم بطلبيد و هوشيارانه مراقب نشانه هاي دروني و بيروني باشيد.

بينش نامي ديگر براي شهود است که از آن طريق مي توان قدرت نبوغ را به قدرت عمل و ثمرات عملي تبديل کرد.

دومين قدرت خارق العاده شما، تخيل خلاق است.

براي پرورش قدرت خارق العاده، تخيل خلاق پيشنهاد مي شود.

به جاي نگراني براي رويدادهاي روز بعد يا انديشيدن به مشکلات، رويدادهاي روز بعد را به گونه اي سروسامان بدهيد که دوست داريد آنگونه روي دهند.

براي موفقيت کامل در همه فعاليت هاي روز بعد در دلتان به تاکيد بگوييد: براي همه توفيق هاي الهي فردا، براي همه ثمرات رضايت بخش فردا، و براي همه شادماني هاي بيکران فردا، خدا را شکر مي کنم. آنگاه همه مسائل و انديشه ها را از ذهنتان بيرون کنيد و آرام بخوابيد.

وقتي درباره خاطره اي منفي، کاري مثبت مي کنيد، الگو و قالب فکري منفي از طريق الگو مثبت و مهرآميزي که جانشين آن مي کنيد، پاک و محو مي شوند.

به راستي که تخيل خلاق شما مي تواند راه تجلي موهبت هاي تازه را براي شما بگشايد.

هرگاه دو انديشه هماهنگ به هدفي واحد متمرکز شوند، نيرو و انرژي ذهني مضاعف سبب مي شود که آن هدف زودتر، و با سعادتي عظيم تر به ثمر برسد. در اين راه مي توانيد از دوست يا عضوي صميمي از خانواده خود بخواهيد که در آرامش به خواسته شما بيانديشد.

شخصي که قرار است به خواسته شما بيانديشد بايد قابل اعتماد باشد و از لحاظ خواسته با شما هماهنگ باشد. نبايد از خواسته شما به کسي چيزي بگويد.

با کسي که به او اعتماد داريد، درد دل کنيد. بگذاريد خالي و سبک شويد. از او بخواهيد براي شما دعا کند.

همکاراني را که براي رها کردن نيروي خارق العاده تخيل خلاق خود برمي گزينيد، در کمال دقت انتخاب کنيد.

هم شهود، هم تخيل خلاق، به ذهن هاي هماهنگ به سرعت پاسخ مثبت مي دهند.

پيش از خواب بهترين زمان براي پرورش شهود و تخيل خلاق است.

براي پرورش شهود هم بايد به احساس ها و الهام ها و گواهي دل توجه کنيد و هم مراقب رويدادهاي بيروني باشيد.

عبارت تاکيدي: خدا را شکر که هم اکنون قدرت هاي خارق العاده شهود و تخيل خلاقم عيان مي شوند، و شادمانه، تقدير الهي خويش را به انجام مي رسانند.

 

قدرت هاي ويژه اي که براي توانگري داريد

تله پاتي: يعني هوشياري از فعاليت ذهني ديگران بدون استفاده از حواس پنج گانه. يا ارتباط با ديگر اذهان بدون نياز به حس هاي جسماني يا تدابير مکانيکي.

هدف اصلي اين قدرت ها ايجاد توازن و تعادل بيشتر و يک زندگي سرشار از کاميابي و توانگري است.

اگر مايليد کسي که نشاني اش را نداريد و يا به او دسترسي نداريد با شما تماس بگيرد به تاکيد بگوييد: چون من نمي دانم او کجاست، تله پاتي الهي بايد اين تماس را برايم فراهم کند.

همه انسان ها داراي قدرت تله پاتي هستند.

اگر قدرت هاي ذهني براي ارضاي خودخواهي شخصي بکار روند، کاهش مي يابند و از بين مي روند.

روشن بيني: يعني آگاهي از حقايق يا رويدادهاي بيروني بدون اينکه کسي آن دانش يا اطلاعات را در اختيار گذاشته باشد، يا از حواس پنج گانه خود استفاده کرده باشد.

اگر ذهن انسان باز و پذيرا باشد مي تواند براي نيات خير، چيزها را از حيطه نامرئي به حيطه مرئي بياورد.

اگر در مورد مساله اي هدايت مي طلبيد، آرام در سکوت و آرامش به مراقبه بنشينيد و به اين عبارت تاکيدي بينديشيد: روشن بيني الهي هم اکنون همه حقايق مربوط به اين وضع را بر من آشکار مي سازد.

ادراک فوق حسي: آميزه اي از تله پاتي و روشن بيني است. يعني هم از انديشه هاي ديگران آگاه مي شويم و هم از حقايق و رويدادهاي گذشته و حال. مثل زماني که حس مي کنيم حادثه اي ناخوشايند به وقوع خواهد پيوست و بي قرار و ناآرام هستيم.

هرگاه احساس کرديد که حادثه اي نيکو پيش خواهد آمد، با عبارت تاکيدي به تجلي کامل آن کمک کنيد. و هرگاه احساس بدي داشتيد با عبارت تاکيدي ديگري آن را نيست و نابود کنيد.

ما مي توانيم جلوي بسياري از وقايع را بگيريم، چون همه مشکلات و مسائل ابتدا در ذهن آدمي شکل مي گيرند.

پيشگويي: يعني هوشياري از حوادث آينده.

براي پرورش قدرت پيشگويي به تاکيد بگوييد: پيشگويي الهي راهم را کامياب و آسان مي سازد. آنچه را بايد براي عالي ترين خير و برکت و صلاحم بدانم، در بهترين لحظه خواهم دانست.

خويشاوندي با اجسام: يعني با انديشه مثبت و مهرآميز مي توانيد بر اجسام اثر گذاريد و ثمره دلخواهتان را بدست آوريد.

هرگز از اشياء انتقاد نکنيد.

هر آنچه که پيرامون شماست، بازتات گرايش ها و واکنش هاي خودتان است.

 

قانون پشتکار و مداومت

در اين دنيا هيچ چيز جاي پشتکار و مداومت را نمي گيرد.

قانون مداومت و پشتکار يعني گرايش مي توانم به جاي گرايش نمي توانم.

گرايش نمي توانم تضمين شکست انسان است، ظاهر امر هر اندازه نيز مخالف بنمايد در دلتان بگوييد: مي توانم و پيروز مي شوم.

عبارت تاکيدي: من سرشار از پشتکار و مداومت به پيش مي روم.

عبارت تاکيدي: در راه خروج نيستم، در راه عروجم.

شکت مي تواند پيش درآمدي بر موفقيت باشد. معمولاً شکست همان موفقيتي است که مي خواهد از راهي بزرگتر زايده شود.

عبارت تاکيدي: من تسليم شکست نمي شوم. درکمال ثبات و پايداري به پيش مي روم. آنقدر به استواريم ادامه مي دهم تا موهبت دلخواهم متجلي شود.

هرگاه احساس شکست کرديد، بگوييد: کاميابي تقدير الهي من است، از اين رو خدا کمکم مي کند، هم اکنون ياري و مدد او را مي جويم.

هرگز در شرايط دشوار از شيوه هاي نرم استفاده نکنيد. جسورانه برآنها بتازيد. هرگز تسليم شکست نشويد.

عبارت تاکيدي: من جزيي از همه نيکي ها هستم، و نيکي هميشه پيروز خواهد شد.

 

با قروض چه بايد کرد؟

قروضي که در شما احساس نفرت و انزجار و ترس ايجاد مي کنند، يا فشاري سنگين، تصميمات درستي نيستند.

وقتي قبض يا صورتحسابي را مي پردازيد، با ذهني شاد و آسوده به آن خوشامد بگوييد و به ياد بياوريدکه آن قبض نشانه برکتي است که پيشاپيش از آن بهره مند شده ايد.

گرايش قدرداني و حق شناسي سبب مي شود که توانگري از هر جهت به سوي شما بيايد.

اگر مي خواهيد هرگز زير بار قرض نرويد ابداً از کسي يا چيزي انتقاد نکنيد.

عبارت تاکيدي براي خلاص شدن از شر انتقاد: در من و براي من و بر ضد من، انتقاد و ملامت نيست. عشق الهي و حکمت الهي و نظم الهي هم اکنون به کاملترين شکل هدايتم مي کند تا عالي ترين ثمره را در من و جهانم بيافريند.

مهمترين عامل در پرداخت قرض ها، رهايي از ترس و دلسردي است.

يقين بداريد که در هر مسئله اي، راه حلي وجود دارد.

بکوشيد پول چيزهايي را که مي خريد يا خدماتي را که دريافت مي کنيد، نقد بپردازيد. اين کار شما را از احساس فشار مالي و قرض مي رهاند.

وقتي زياد به گذشته و پشت سرخود مي نگريد، در ذهنتان جايي براي ظهور آرمان ها و انديشه هاي تازه باز نمي کنيد.

عبارت تاکيدي: خداوند متعال هم اکنون انديشه ها و اعمال توانگرانه را به من الهام مي کند.

اگر آرزوهايي غني داريد، به اين دليل است که صاحب انديشه ها و استعدادها و توانايي هاي غني هستيد که خواهان تجلي هستند.

براي پرورش استعدادها و توانايي هايتان بگوييد: قدرت نامحدود و بيکراني که کائنات را آفريد، اکنون در من و از طريق من، همه آنچه را که براي عالي ترين خير و صلاح ذهن و تن و امورم لازم است به انجام مي رساند. خدا را شکر مي کنم که مي توانم به آساني امور عظيم را به انجام برسانم.

 

تندرستي و انديشه توانگرانه

شيوه تفکر ما بر وضع سلامتمان تاثيري مستقيم دارد.

معمولاً احساس افسردگي و شکست موجب بيماري مي شود.

انديشه توانگرانه که انديشه اي هماهنگ است به ايجاد هماهنگي جسمي و همچنين ايجاد روابط و محيط هماهنگ کمک مي کند.

تن آدمي ابزاري بسيار حساس و نسبت به انديشه ها و عواطف و کلامي که از طريق آن بيان يا نسبت به آن ابراز مي شود، تغيير پذير است.

با چسبيدن به احساسات و هيجانات منفي، تنها تندرستي و توانگري و شادماني و آرامش خاطرِ خودتان را به خطر مي اندازيد و نابود مي کنيد.

به محض آغاز عفو و بخشش، ذهن نيمه هوشيار، سرشار از رهايي و شفا، به شما پاسخ مثبت مي دهد.

بقراط: آدمي بايد دريابد که هرچه خوشي و خنده و شادي و همچنين ناخوشي و گريه و غم و درد و ترس، از سر او زاييده مي شود.

افلاطون: اگر مي خواهيد سر و تن شما سلامت باشد، نخست بايد روح را درمان کنيد.

حضرت سليمان نبي: دل شادمان شفاي نيکو مي بخشد، اما روح شکسته استخوان ها را خشک مي کند.

ترس از حاملگي نيز مي تواند باعث نازايي شود، و يا حتي سخنان و افکار پوچ و بي هوده که در اين زمينه در بين مردم رواج دارد.

وقتي گرايش ها و عواطف شما سازنده باشد، پزشک مي تواند کمکتان کند و مداواي او نيز موثرتر مي شود.

عفو و بخشش به معناي تعظيم و کرنش در برابر کساني که در حق شما ظلم کرده اند نيست. حتي لازم نيست که با آنها ارتباط برقرار کنيد. فقط در ذهن و قلب خود آنها را ببخشيد و ذهن خود را از کينه و عداوت نسبت به آنها خالي کنيد. آنها نيز اين عفو و بخشش شما را دريافت مي کنند و دست از خصومت نسبت به شما برمي دارند.

دعا کردن شيوه درماني نيرومندي است زيرا متشکل از عبارت تاکيدي قدرتمندي است که برقدرت، دانايي، ذات، هدايت، نيکي و جلال خدا تاکيد مي ورزد.

هوش فطري که در کائنات است با بکار بردن کلام و عبارت نيکو، به اوج قدرت خود مي رسند و ثمرات نيکو به بار مي آورند.

شکوه و شکايت مي تواند باعث بيماري شود. واژه ها و احساسات منفي علت اصلي هرگونه ناخوشي و بيماري است.

از راه هاي موثر براي شفا اين است که شخص مورد نظر را سالم و نيرومند مجسم کنيد.

قدرت شفابخشي تجسم، اگر به طور سازنده و روشن و مشخص بيدار شود، ثمره اي سازنده و روشن و مشخص به بار مي آورد.

درميان گذاشتن روش درماني تجسم با ديگران مي تواند منجر به درهم شکستن آن تصاوير توسط ديگران شود.

عبارت تاکيدي براي شفا: سپاس مي گذارم که تجلي همواره پرطراوت و شکوفايي زندگي و تندرستي و نيرويي نامحدودم.

به راستي که اگر درباره تندرستي، توانگرانه بينديشيد، مي توانيد سالم باشيد و سلامتي از آن شما بماند.

 

وقتي طلا از آسمان بر زمين نشست

مرد بازرگان: وضع کسب و کار عالي است، چون از آسمان طلا مي بارد.

يقين دارم که به هنگام خواندن اين کتاب، مقداري از اين طلاها نيز بر زندگي من و شما نشسته است.

تعمداً، آگاهانه و به طور دقيق به بيدار کردن انديشه توانگرانه ادامه دهيد. با شادماني راستين و عظيم ترين چشمداشت و انتظار به آن بپردازيد. طلايي که در مشيت شماست به سوي زندگيتان سرازير مي شود. آن ثمرات نيکو را با خوشدلي بپذيريد. آنها بخشي از ميراث الهي شماست که خداوند دولتمند و مهربان آسمان و زمين برايتان تدارک ديده است.

اي حبيب دعا مي کنم که در هر وجه کامياب و تندرست بوده باشي، چنان که جان تو کامياب است.

 

 

 

قانون خلاقيت اين است که به جاي اين که آرزوهاي ديرين خود را با اين بهانه که روياهايي محال هستند سرکوب کنيد، به طرزي سازنده به آنها بنگريد. يعني بدانيد که آرزوهاي راستين شما چيستند، و آنگاه از آرزوهايتان فهرستي تهيه کنيد. به طور منظم به سراغ آنها برويد و در صورت لزوم آنها را عوض يا جابجا کنيد. وقتي آرزوهايتان را مي نويسيد، جايگاه ذهني آنها نيز منظم مي شود.

 

مي خواهم ديگر بار وعده گوته را به يادتان آورم: انجام آنچه را که مي تواني يا مي انديشي که مي تواني، آغاز کن! در جسارت، نبوغ و اقتدار و اعجاز نهفته است.

 

برگرفته شده از کتاب قانون توانگري / علی قربانپور

قانون کارما


5 علامتی که نشان می دهد باید زندگی خود را تغییر دهید

1- زیاد غر می زنید
2- به یاد گرفتن چیزهای جدید علاقه ندارید
3- با خودتان مهربان نیستید
4- برای آینده برنامه ریزی نمی کنید
5- به سلامتی و زیبایی خودتان اهمیت نمیدهید

.... تغییر در هر لحظه ، شروع زندگی است ..

در طبیعت قانونی داریم به نام کارما که این قانون، قانون عمل و عکس العمل، تابش و بازتابش و علت و معلول است. که بعضی آنرا تناسخ نیز می‏نامند که به نظر من این دو تفاوت زیادی با هم دارند و در زبان لاتین آنرا Karma می‏خوانند.

قانون کارما می‏گوید: هر عملی واکنشی داشته و همچنین هر واکنشی خود واکنش دیگری به دنبال دارد و این چرخه همیشه تکرار خواهد شد. قانون کارما میگوید شما در هر حال و روزی که باشید، در آسمانها یا در داخل زمین، پشت محکمترین قفل ها و یا بر تخت سلطنت، کارمای اعمال شما دیر یا زود، به شما بازمیگردد. منظور اینکه هر چه کنی به خود کنی / گر همه نیک و بد کنی و یا از هر دست بدهی، از همان دست می‏گیری. به طور خلاصه این قانون می گوید :

هر نیتی که میکنید و یا عملی که انجام می دهید دست به دست چرخیده و همانند آن به خودمان باز می‏گردد.

کارما : هرچه کنی به خود کنی...

کارما به معنای«تاوان» است. بدین معنا که نتیجه ی اعمال نیک و بد فرد در زندگی کنونی و یا زندگی های بعدی وی تاثیر خواهد گذاشت.


بعضی افراد هم که فقط معتقدند کارما در بعضی رفتار ما نمایان می شود چنین می گویند :

"اعمال فعلی اطرافیان ما، تاثیر و اثر اعمال قبلی خود ماست."

اگر ما حق کسی را پایمال می‏کنیم، اگر دل کسی را می‏شکنیم، اگر با صدای بوق اتومبیل خود در ساعت ۱۲ شب دیگران را می‏آزاریم، اگر پشت سر کسی غیبت می‏کنیم

و یا حتی اگر خوبی می‏کنیم، دست افتاده‏ای را می‏گیریم، دل ناشادی را شاد می‏نماییم و یا کیسۀ سنگین برنج را از دست پیرزنی می‏گیریم،

منتظر عین عمل یا شکل تغییر یافتۀ آن باشیم که شخصی دیگر در حق ما انجام خواهد داد.

از ماست که بر ماست
این قانون دقیقا بیان می‏نماید که هر نیت و فکری که داریم و هر عملی که انجام می دهیم، باعث تابش انرژیی به جهان هستی می شود که پس از مدتی (دیر یا زود) به خود ما بازمیگردد و در واقع ما باعث جذب آن فکر و یا عمل می شویم و آنچه امروز از خوب و بد به سرمان می آید، نتیجه نیات و اعمال خوب و بد قبلی ماست. (کمی شبیه قانون جذب است ولی تفاوت دارد)

عمل ما دقیقا مانند یک بومرنگ عمل کرده و به سوی خودمان با شدتی بیشتر بازمی‏گردد. با این اوصاف این جمله که می‏گوییم "زندگی بازی بومرنگهاست"، کمی روشنتر می‏شود و باید توجه داشته باشیم که بومرنگ خود را به هر طرف پرتاب کنیم باز هم به سمت خودمان باز میگردد.


من این قانون را به بومرنگ تشبیه میکنم، زمانی انسان بومرنگی به دست میگیرد و آنرا به سوی کائنات پرتاب میکند سپس به راه خود میرود. هیچ فرقی نمیکند این بومرنگ، بومرنگ ترس باشد یا تهمت و سوء ظن؛ هر چه که باشد باز میگردد، به فرد برخورد کرده و او را عصبانی میکند. پس بومرنگ را برداشته دور و بر را نظاره میکند، میخواهد متهم اصلی را بیابد. سپس بومرنگ را با قدرتی بیشتر پرتاب میکند، این بار بومرنگ فاصله بیشتری را می پیماید اما دوباره بازمیگردد و به سختی به قهرمان قصه ی ما اصابت میکند و او حسابی از کوره در میرود و احیانا چند فحش نثار دنیا و کائنات و دیگر انسان ها میکند و بومرنگ را در دست میگیرد و عزم میکند با تمام قدرت آنرا پرتاب کرده از دنیا انتقام بگیرد، این دم سرنوشت سازی است در این لحظه اگر قهرمان ما یک افسونگر باشد، می ایستد و نگاهش را از دنیای بیرون به دستان خودش معطوف میکند و در میابد این همان بومرنگی است که سالها پیش خود ساخته و به پرواز در آورده است پس آنرا به گوشه ای می افکند و دیگر هرگز بومرنگی پرتاب نمیکند مگر بومرنگ عشق و مهربانی و کمک که اگر روزی بازگشت، او را غرق در شادی و سرور الهی کند

اما قسمت غم انگیز ماجرا، در مورد انسان عادی است که خشمگین بومرنگ را در دست گرفته و از آنجا که انسان های عادی هیچ به خود نظاره نمیکنند و همه چیز را از چشم دنیا - و شاید خدا - می بینند، متوجه نمی شود این همان بومرنگ خودش است که با گذشت زمان فقط کمی رنگ و رو رفته تر شده و تغییر شکل داده است. به هر حال این فرد بومرنگ را با نهایت قدرت پرتاب میکند، او میخواهد از همه یا به قول معروف از زمین و زمان انتقام بگیرد، بومرنگ دور و دورتر میشود ولی پس از پیمودن مسافت مشخصی بنا به قانون معنوی کارما بناچار بازمیگردد و این بار به شخص ضربه ی محکمی وارد میسازد طوری که او را از پا در می آورد

قانون کارما یکی از قانون های مهم هستی است ، این قانون میگه هر کاری که ما می کنیم به سمت خودمان بازتاب داره و به واسطه ی فکری است که پشت اون کار ما داریم.
خیلی ساده ، کارما میگه هر چی بکاری همون رو درو می کنی.


دوستان عزیز ، بسیاری از اتفاقاتی که در زندگی برای ما می افته حاصل کار خودمونه ، بلاها ، سختی ها ، گشایش ها ، برکت ها همه و همه حاصل کارهای خودمون و بازتاب عمل خودمونه.
کارما میگه عمل خوب و فکر خوب ، حاصلش پاداشه و فکر بد و عمل بد حاصلش عقوبت.


چرا برای بعضی ها کارما عمل نمی کنه ؟
یه مثال براتون بزنم ، یه لکه ی چای اگر بیفته رو عینک من سریع می فهمم نه ؟ عینکم رو درمیارم و پاکش می کنم.
حالا فرض کنید یه لکه که نه ، یه لیوان چایی خالی بشه رو یه فرش سیاه ! کسی چیزی می فهمه ؟ معلومه که نه !


اگر فکر و نیت بدی داشتی و کارما برات خیلی سریع عمل کرد و فهمیدی برو خدا رو هزار مرتبه شکر کن که وجود زلالی داری و خدا سریع ایراداتت رو نشونت داد

نگران کارما نباشید ، به شرطی که ...
دوستان عزیز ما همه گناهانی تو دنیا داشتیم ، ما کم به پدر و مادر و همسر و فرزندمون کم لطفی نداشتیم ، ما کم حق دیگران رو نخوردیم ، اوووه کلی !
خب ما میخوایم از این به بعد آدم خوبی بشیم ، ولی کارما سرجاشه که ! ای بابا ! پس آدم خوبی نشیم چه فایده!
نه دوست من ! خیالت راحت باشه ، خدا خودش قول داده اگه از ته ته دل بخوای جبران کنی و دیگه ظلم نکنی دچار عقوبت نمیشی.


خدا می بخشه به شرطی که تو تصمیم بگیری واقعا نیت و اعمالت رو اصلاح کنی ، و اینجوری کارما متوقف میشه.


دوستان عزیز ، هر چیزی در دنیا وظیفه ای داره ، همه ی ما انسانها موجودات منحصر به فردی هستیم با ماموریت های منحصر به فرد ، تک تک ما آدمها اونقدر ارزشمندیم که اگر نباشیم پازل جامعه به هم می خوره.
تک تک ما با رسالت و ماموریت خاصی به این دنیا اومدیم ، باید بگردیم و پیداش کنیم.

ما اومدیم که خوب باشیم و خدمت کنیم ، اومدیم که از من به ما برسیم.
ببین چیکار می تونی بکنی ، چطور می تونی دست مردم رو بگیری کمکی بکنی و سنگی رو از سر راهشون برداری ؟

من و شما مسئولیم در قبال تمامی آدمهایی که دور و بر ما هستند .
حضرت موسی پیامبر خیلی با حالیه ، یه سوال هایی از خدا پرسیده که هیچ پیامبر دیگه ای جرات پرسیدنش رو نداشته !

حضرت موسی یکبار از خدا پرسید : خدایا اگه آدم بودی چیکار می کردی خدا از دستت راضی بشه
خدا فرمود : روی زمین می گشتم ببینم چه کسی هست که احتیاج به کمک داره یا مشکلی داره ، بهش کمک می کردم . مشکلش رو حل می کردم.

دوستان گلم در گروه تکنولوژی فکر لطفا مطالب قانون کارما را مطالعه نمایید و در همین مورد با رعایت سهمیه هر نفر 2پست مطالب و نقطه نظرات خود را به اشتراک و بحث بگذارید

مراقبه چیست و چگونه مراقبه کنیم

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۲:۵۷]
مراقبه چیست . چگونه مراقبه انجام دهیم؟

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۲:۵۸]
مراقبه چه و چگونه


اول اين قانون رو به ياد بسپاريدبر هر چيز كه تمركز كنيم، انرژي اون رو دريافت مي كنيم
از صبح شروع مي كنیم. از خواب بيدار مي شويم، مي‌رويم مسواك مي زنيم و در همان حال به صد تا مسئله فكر مي‌كنيم غير از مسواك زدن. بعد صبحانه مي‌خوريم در حالي كه فكرمون هزار جاي ديگه است غير از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر كاري كه داريم انجام مي ديم به همه چيز فكر مي كنيم غير از همون كار. اين باعث مي شه انرژي پنهان كارها رو دريافت كه نمي كنيم، هيچ! كلي هم انرژي ذخيره شده مان را الكي خرج مي كنيم!

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۳:۰۱]
تمرين هايي براي درك و لذت بردن در لحظه ي ابدي اكنون:

تمرين 1 :

براي خودتون يه استكان چاي بريزين.با دقت سعي كنيد فقط به كاري كه دارين مي كنين، فكر كنين. بعد در يه جاي آروم بنشينيد و با آرامش چاي رو ميل كنيد. به اين فكر كنيد كه با هر جرعه ي چاي، همه ي انرژي موجود در آن را دريافت مي‌كنيد و لذت مي‌بريد. به لحظه لحظه ي خوردن چاي دقت كنيد. (اگه فكر ديگه‌اي اومد توي ذهنتون، خودتون رو شماتت نكنيد. فقط آروم سعي كنيد دوباره به خوردن چاي برگرديد.) بعد از اتمام، حتما از خودتون تشكر كنيد.

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۳:۰۲]
تمرين 2:

مراقبه كنيد در زمان مسواك زدن فقط به مسواك زدنتون فكر كنين. سعي كنيد از اين كار لذت ببريد.

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۳:۰۲]
تمرين 3:


مراقبه كنيد زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فكر كنيد. مجسم كنيد با هر لقمه، انرژي موجود در غذا به همه ي سلول هاي بدنتون ميرسه.از هر لقمه ي اون لذت ببريد.

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۳:۰۴]
نكته: غذايي كه با مراقبه خورده ميشه هرگز باعث چاقي هاي موضعي نميشه. (در واقع وقتي ما غذا مي خوريم در حالي كه به صد چيز غير از خوردن غذا فكر مي كنيم، باعث انباشته شدن اون در جاهاي نامناسب مي شيم. بر عكسش هم صادقه. يعني كساني كه هر چيزي كه مي خورن، چاق نمي شن، اگه روي غذا خوردن آگاهانه، مراقبه كنن، همه ي انرژي موجود در غذا رو دريافت مي كنن. حتي مي‌تونين مجسم كنين كه دوست دارين غذا در چه قسمتي از بدن شما باعث چاقي بشه! وقتي دارين غذا مي خورين توي دلتون با لقمه هاتون حرف بزنيد! از لقمه ي نون و پنير صبحتون بخواهيد كه همه ي نيروش رو به شما انتقال بده. (نخندين! جدي مي گم! اين يكي از مراقبه هاي هندوهاست!)

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۳:۰۵]
تمرين 4:

اين تمرين براي سيگاري هاست. اگه روي كشيدن هر سيگار مراقبه كنيد، خيلي زودتر ارضا مي شيد و به تدريج تعداد سيگارهاتون كم و كمتر مي شه.


به تدريج خودتون رو عادت بديد كه هر كاري كه دارين انجام مي دين، فقط به اون فكر كنيد و تصور كنيد با اين كار همه ي انرژي نهفته در اون كار رو دارين دريافت مي كنين. خيلي سخته، اما شدنيه! شايد باورتون نشه اما به تدريج حتي از كارهايي كه دوست نداشتيد، به شدت لذت مي بريد. اين قانون رو به ياد بسپرين: بر هر چيز كه تمركز كنيم، انرژي اون رو دريافت مي كنيم.

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۳:۰۷]
حكايت:
يک حكايت از يه گورو ي ( استاد بزرگ) هندي كه توي يه كتاب خواندم. او با مريدانش دسته جمعي با هم، در محلی بيرون شهر، زندگي مي كردند. همه ي مريد هاي او موظف بودند سالها پيش او زندگي كنند و آموزش ببينند. يك روز يه نفر به اون استاد مراجعه مي كنه و مي گه شما چه طوري به اين قدرت رسيدين كه مي تونين با نگاه ديگران رو شفا بدين؟ وقتي من مريد شما بشم، در طي اين همه سال كه بايد پيش شما بمونم، چه تمرين هايي انجام ميديم؟ در طول روز چه كار مي كنيم؟

استاد مي گه: ما صبح ورزش مي كنيم. بعد صبحانه مي خوريم. بعدكار مي كنيم تا ناهار. بعد ناهار مي خوريم. كمي استراحت مي كنيم ، باز كار مي كنيم و شب مي خوابيم!

اون شاگرد عصباني ميشه و ميگه امكان نداره! ما همه ي اين كارها رو انجام مي‌ديم اما قدرت شما رو نداريم. استاد مي گه: هرگز شما مثل ما اين كارها رو انجام نميديد. شما صبحانه مي خوريد، كار مي كنيد، تفريح مي كنيد، در حالي كه به چيز ديگه اي دارين فكر مي كنين، اما ما وقتي صبحانه مي خوريم فقط به خوردن اون فكر مي كنيم! وقتي كار مي‌كنيم فقط به اون كار فكر مي كنيم. وقتي.....

بنابراين شما هيچ انرژي اي دريافت نمي كنيد! اما ما همه ي انرژي هاي موجود در طبيعت رو دريافت مي كنيم و با بخشيدن فقط مقداري از اون به بيمارها، باعث شفاي اون ها ميشيم!

mehdi fahimi, [۰۸.۱۱.۱۵ ۱۳:۱۱]
ناز بشم دوستان گلم در گروه تکنولوژی فکر بکارگیری فکر . خب .حالا تمرين آخر:


يك بار ديگه مطالب بالا رو بخونید و تصميم بگيرید همه ي انرژي موجود در كلمات اون رو دريافت كنید. لبخند بر لب داشته باشید . حالا آماده باشید تا در لحظه ي ابدي اكنون، شاد و راضي باشيد.
از همين حالا شروع كنید! چون امروز اولين روز از روز هاي بیاد ماندنی و دوست داشتنی شما دوستان گل من در کلاس تکنولوژی فکر میباشد ناز همه دوستان گل خودم بششششششم

تصویر سازی


تصویر سازی ذهنی به دو شکل انجا م میشه:
1) تجسم
2) تجسم خلاق

تجسم یعنی بازبینی تصاویری که قبلا دیدیم.چیزهایی رو که قبلا دیدیم دوباره در ذهنمون ببینیم.

تجسم خلاق یعنی دیدن چیزهایی که تا حالا ندیدیم.

لطفا چشم ها تون رو ببندین. لطفا خونه تون رو توی ذهن تون ببینید. یه چرخی تو خونه تون بزنین

دوست من یک شی ساده رو بگیر جلوی چشمت. آن رو ببین. چشمت رو ببند و تلاش کن آنچه رو که دیده بودی در ذهنت ببینی. دوباره چشمت رو باز کن و ببین آیا این شی ساده رو با همه ی جزئیاتش کامل دیدی.

اگه ندیدی دوباره چشمت رو ببند و ببین. و این کار رو آنقدر تکرار کن درست تصویر رو ببینی. بعضی ها میگن من همین شی ساده رو هم که می گیرم جلوم تا چشمم رو می بندم دیگه نمی بینمش. دوست عزیز شروع کن به پلک زدن سریع. تند تند تند پلک بزن و یک دفعه چشم رو ببند. میبینی که تصویر اون شی برای چند ثانیه در ذهنت دیده میشه. دوباره این کار رو تکرار کن. آرام آرام شی ساده رو تبدیل به یک شی پیچیده تر. یه چیزی که از نظر شکل و رنگ تنوع بیشتری داره.

حالا این شی جدید رو سعی کن که در ذهنت ببینی.

کی تصویر سازی ذهنی کنیم؟

بهترین زمانش صبح و شب.

چقدر طول بکشه؟

حد اقل 5 دقیقه و حد اکثر 15 دقیقه.

خوب چشممون رو ببندیم و هر چی خواستیم ببینیم؟

ناز بشم نه خیر.

مقدمه ی تصویر سازی ذهنی چیزی است به نام "تن آرامی" یا همون “Relaxation” .

تن آرامی چی هست؟

الان من میخوام یک دور تن آرامی بکنیم و تصویر سازی ذهنی بکنیم و شما یاد بگیرید که تن آرامی بکنید.


برای تن آرامی اول باید عوامل حواس پرتی رو به حد اقل برسونید.


نمیگیم که عوامل رو از بین ببرید.


عوامل حواس پرتی رو باید تا جای ممکن کم کنید.

مثال:
- هوا خفه است => پنجره رو باز کن تا هوا جریان پیدا کنه.
- لباست تنگه => خوب یه لباس گشاد و راحت بپوش.
- دو هفته است حمام نرفتی => یه دوش بگیر.
- دسته ی عینکت خیلی فشار میاره به بالای گوشت => عینک رو در بیار.
- انگشتر، گوش واره، لنز و هر چیزی که میتونه حواست رو پرت کنه رو در بیار.
- موبایلت رو خاموش کن.
- تلفن رو از پریز بکش.
- تلوزیون رو خاموش کن.
- سر و صدا رو به حداقل برسون.
- اگر لامپی روشنه که نورش اذیتت میکنه، خاموشش کن.
خلاصه عوامل مزاحم رو تا میتونی کم کن.

تن آرامی به دو شکل انجام میشه:
1) به صورت نشسته روی صندلی. به طوری که کمر راست، پا ها راست و زانو به صورت نود درجه و کف دو دست هم روی پا.
2) به حالت خوابیده و طاق باز. به پشت می خوابید روی زمین. پاها کنار هم و دست ها هم کنار پاها.

الان ما یک تن آرامی می کنیم و بعد یک تصویر سازی ذهنی از نوع تجسم تا شما یاد بگیرید که چه طور توی خونه هاتون می تونید این کار رو انجام بدید.

الان ما یک تن آرامی می کنیم و بعد یک تصویر سازی ذهنی از نوع تجسم تا شما یاد بگیرید که چه طور توی خونه هاتون می تونید این کار رو انجام بدید.

"مراحل تن آرامی "

(1)
لطفا چشم هاتون رو ببندید
چند تا نفس عمیق بکشید.
لطفا پای راست تون رو مجسم کنید.
از نوک انگشتان پای راست تا انتهای ران.
در ذهنتون ببینید که پای راست شما در آرامش کامل است.
راحت راحت.
اگر جایی از پای راستتون درد یا گرفتگی عضلانی داره، یک فرمان ذهنی "آرام باش" بدید.
لطفا همین حالت رو برای 30 ثانیه داشته باشید.

(2)

لطفا پای چپ تون رو ببینید که کاملا آرامه.
راحت راحت.
لطفا همین حالت رو برای 30 ثانیه داشته باشید.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۲]
(3)

دست راستتون رو از نوک انگشتان دست تا کتف ببینید.
اگر دچار درد یا گرفتگی عضله است با یک فرمان ذهنی "آرام باش" اون رو آرام کنید.
دست راست شما در آرامش کامل است.
لطفا همین حالت رو برای 30 ثانیه داشته باشید.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۳]
(4)

لطفا دست چپ تون رو در ذهنتون تصور کنید که در آرامش کامله.
الان دو پا و دو دست شما در آرامش کامل است.
عضلات شکم، سینه و پشت رو شُل کنید.
خیلی سفت و سخت نمیخواد بشینید.
چند تا نفس عمیق.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۳]
(5)

چهره ی خودتون رو در ذهنتون مجسم کنید همان طوری که خودتون رو در آینه می بینید و تجسم کنید که چهره تون کاملا آرامه.
الان همه ی بدن شما در آرامش کامله

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۴]
بعد از این 5 مرحله می رسیم به تصویر سازی ذهنی ، به عنوان مثال مراحل زیر را تجسم کنید :

ببینید که یک لیمو ترش توی دست تونه.
لطفا این لیمو رو زیر شیر آب بشورید.
قشنگ و تمیز.
برجستگی ته لیمو رو زیر انگشت تون حس کنید.
لطفا شیر آب رو ببندید و یک چاقو بردارید و لیمو رو با چاقو به دو نیمه تقسیم کنید.
یکی از نیمه های لیمو رو بیارین کنار بینی تون و نفس بکشید.
بذاق دهان ترشح کرد؟ نه.
حالا نیمه دیگه ی لیمو رو بیارید کنار دهان و فشار بدید تا آب لیمو وارد دهان تون بشه.
دهانتون کاملا ترش شد؟ نه.
حالا آرام چشمتون رو باز کنید.


اگر تونستید که ترشی لیمو، برجستگی ته لیمو، بذاق دهان تون ترشح کرد، یعنی اینکه تصوی سازی خوبی داشتین.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۵]
لازم نیست همه اش، حتی یکی از این ها هم کافیه.ما به این میگیم تن آرامی یعنی دعوت همه ی بدن به آرامش.و بعد دیدن تصویری که دوست دارید در اون آرامش.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۶]
پیشنهاد می کنم برای اینکه تجسم خلاق خوبی داشته باشید اگر خاطره ی خوبی در ذهنتون هست و مخصوصا اینکه حس جسمانی خوبی رو برای شما به همراه داشته، در ذهن تون اون خاطره رو ببینید و مرور کنید.

غذای که خیلی خوش طعم بوده و بهتون چسبیده.
شنا کردن.
منظره قشنگ.
راه رفتن روی برگ های خشک.
این تجسم ها کمک می کند که تجسم خلاق خوبی داشته باشید.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۷]
آیا با تجسم و تصویر سازی در دنیا کسی به جایی رسیده؟

در اینجا چند تا مثال فوق العاده از تصویرسازی ذهنی و نتایجی که داشته می زنیم :

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۸]
(1)
در ارتش آمریکا عده ای تیرانداز ماهر رو انتخاب کردند. روان شناس ها تیرانداز ها رو به دو گروه A و B تقسیم کردند.
به گروه A گفتند:
"
شما از امروز به مدت یک ماه روزی یک ساعت میرید در میدان تیر و به سیبل شلیک می کنید. همه ی تلاشتون رو بکنید که تیرتون رو بزنید وسط هدف.
"
وبه گروه B گفتند:
"
شما یک ماه حق تیراندازی ندارید. اسلحه هاتون رو تحویل می دید به اسلحه خونه. روزی یک ساعت میشینید و چشم ها تون رو می بندید و در ذهنتون می بینید که به سمت هدف دارین شلیک می کنین و تمام تیر هاتون رو می زنید وسط هدف.

"
ما گفتیم تصویر سازی حد اکثر یک ربع.


پس وقتی گفته شد روزی یک ساعت یعنی اینکه روزی چند مرحله انجام می دادن. یک ماه گروه A عملا تیر اندازی کرد و گروه B در ذهن تیر اندازی کرد.
بعد از یک ماه مربی های تیر اندازی از این ها تست گرفتن و دیدن گروه A نسبت به ماه قبل 10 درصد امتیاز هاشون بالاتر است و گروه B نسبت به ماه قبل 25 درصد بالاتر است.
گروهی که تمرین ذهنی داشت 15 درصد از اون هایی که تمرین عملی داشتند جلوتر بودند.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۸]
(1)
در ارتش آمریکا عده ای تیرانداز ماهر رو انتخاب کردند. روان شناس ها تیرانداز ها رو به دو گروه A و B تقسیم کردند.
به گروه A گفتند:
"
شما از امروز به مدت یک ماه روزی یک ساعت میرید در میدان تیر و به سیبل شلیک می کنید. همه ی تلاشتون رو بکنید که تیرتون رو بزنید وسط هدف.
"
وبه گروه B گفتند:
"
شما یک ماه حق تیراندازی ندارید. اسلحه هاتون رو تحویل می دید به اسلحه خونه. روزی یک ساعت میشینید و چشم ها تون رو می بندید و در ذهنتون می بینید که به سمت هدف دارین شلیک می کنین و تمام تیر هاتون رو می زنید وسط هدف.

"
ما گفتیم تصویر سازی حد اکثر یک ربع.


پس وقتی گفته شد روزی یک ساعت یعنی اینکه روزی چند مرحله انجام می دادن. یک ماه گروه A عملا تیر اندازی کرد و گروه B در ذهن تیر اندازی کرد.
بعد از یک ماه مربی های تیر اندازی از این ها تست گرفتن و دیدن گروه A نسبت به ماه قبل 10 درصد امتیاز هاشون بالاتر است و گروه B نسبت به ماه قبل 25 درصد بالاتر است.
گروهی که تمرین ذهنی داشت 15 درصد از اون هایی که تمرین عملی داشتند جلوتر بودند.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۲۹]
(2)
آقایی به اسم "ایوان لندل" اهل چک. ده سال قهرمان تنیس حرفه ای جهان شد. شوخی نیست که یه نفر بتونه مقامی رو ده سال در جهان برای خودش حفظ کنه. زمانی که ایوان لندل از ورزش حرفه ای خداحافظی کرد، خبرنگاری ازش پرسید "آقای لندل میخام بدونیم چی شد که شما تونستی ده سال نفر اول باشی؟"
لندل گفت:
"
من دو کار انجام می دادم.
1) مثل همه ی قهرمان های جهان هر روز عملا تمرین می کردم.
2) من روزی یک ساعت گوشه ای می نشستم و در ذهنم با حریفی بازی می کردم که این حریف از من خیلی قوی تر بود ولی برنده ی بازی من بودم چون ذهن خودم بود و هر کار می خواستم می کردم. من هر وقت در عرصه های جهانی روبروی حریف هام قرار می گرفتم هیچ یک از حریف هام به قدرت حریف ذهنی من نبودند. من حریف ذهنیم رو هر روز شکست می دادم و حریف های واقعی رو مثل آب خوردن شکست می دادم.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۳۰]
(3)

دوستان عزیز آقای "هادی ساعی" نیز از این تکنیک استفاده می کرد. به گفته خود ایشون قبل از هر مسابقه در ذهنش میدیده که حریف اون روز رو به سادگی شکست میده چون ذهن خودش بود و هرکاری میخواسته انجام می داده. و در عمل هم نتیجه غیر از این نبود.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۳۱]
دوست عزیزی که کنکور داری - یا تو آزمون استخدامی میخوای شرکت کنی- ، هر شب که میخوای بخوابی و صبح که از خواب پا میشی تصویر سازی ذهنی کن:
"
ببین سر جلسه کنکور هستی. ببین سوال ها اومد. ببین که داری دفترچه رو باز میکنی. سوال ها رو ببین که خیلی ساده است و تو همه رو بلدی. خودت رو ببین که با آرامش کامل داری جواب میدی. ببین نتایج اومده و تو چقدر درصد های بالایی داری. ببین قوم و خویش ها اومدن خونه تون و شیریینی میخوان.


ببین در دانشگاه یا محل کار مورد علاقه ات قبول شدی و توی حیاطش داری قدم میزنی. عین زندگی واقعی.


و این تصویر سازی ذهنی باید مثل یک سریال دنبال بشه. و خواهی دید که این تصویر سازی معجزه می کنه.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۳۱]
(4)
انیشتین قبل از اینکه تئوری "نسبیت" رو ارائه بده، میگه:
"
من هر روز در گوشه ای می نشستم و چشم هام رو می بستم. و در ذهنم می دیدم که روی نواری از نور مثل اسکیت سوار هستم و دارم بین کرات و سیارات حرکت می کنم. آنقدر این تصویر رو در ذهنم تخیل کردم و دیدم که تونستم تئوری نسبیت رو ارائه بدم.

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۳۲]
(5)

بتهوون در 35 سالگی کر میشه. ناشنوای مطلق. جالبه بدونید بزرگ ترین آثار موسیقی بتهوون بعد از 35 سالگی او خلق شده! بعد از اینکه ناشنوای مطلق شده!


کسانی که دستی در موسیقی دارند می دانند که یک موسیقی دان اول موسیقی رو به صورت نُت در خطوط حامل می نویسد و بعد اون نُت رو با آلت موسیقی اجرا می کنه و در اجرا متوجه میشه که ایراد نُت کجاست و ایراد رو اصلاح می کنه.


بتههون وقتی ناشنوا است و نُتی رو که روی کاغذ آورده رو نمی تونه بشنوه، جای تعجب داره که چطور نُت هاش رو اصلاح می کرده! جالب تر اینه که شاهکار هاش بعد از ناشنوا شدنش خلق شده. از بتهوون می پرسن "آقای بتهوون شما چطور این آثار رو خلق می کنی؟! تو که نمی تونی بشنوی؟!"
میگه:
"
کی گفته من نمی تونم بشنوم؟! من نُت ها رو می نویسم. چشم هام رو می بندم. در ذهنم می بینم که گروه کنسرت داره نُت من رو اجرا می کنه. اشتباهاتش رو با گوش ذهنم می شنوم و اصلاح می کنم.
"

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۳۳]
(6)

ناپلئون بناپارت در زندگی نامه اش میگه:
"
من بچه که بودم خیلی دوست داشتم فرمانده ی یک ارتش بزرگ بشم. هر روز گوشه ای می نشستم و چشم هام رو می بستم و خودم رو می دیدم که دارم یک ارتش بزرگ رو هدایت می کنم.
"

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۳۴]
(7)

میکل آنژ، والت دیزنی و گوته هر سه در جداگانه در زندگی نامه هاشون گفتن:
"
هر شب که میخواستیم بخوابیم، چشم ها مون رو می بستیم.و چیز هایی که میخاستیم فردا توی زندگی مون اتفاق بیوفته رو در ذهنمون می دیدیم.
"
و جالب اینه که هر سه توی زندگی نامه شون گفتن که بیشتر اتفاق هایی که روز بعد می افتاد چیزهایی بود که ما دیشب توی ذهنمون دیده بودیم و میخواستیم که اتفاق بیوفته

mehdi fahimi, [۰۶.۱۱.۱۵ ۱۸:۳۴]
دوستان عزیز ما برای رسیدن به خواسته ها مون نیاز به دو نوع تلاش داریم.


1) تلاش جسمی


2) تلاش ذهنی


با تلاش جسمی ما به سمت هدف گام برمی داریم.با تلاش ذهنی هدف رو مثل آهنربا به سمت خودمون می کشیم.وقتی این دو تلاش کنار هم قرار بگیرن مثل این میمونه که طنابی رو ببندم دور کمر شخصی و در حالی سر طناب رو میکشم به سمت خودم، خودم هم به سمت او حرکت کنم.


هم من به سمت او برم و هم او رو به سمت خودم بکشم.خوب این جوری خیلی سریع میتونیم به خواسته برسیم و سرعت رسیدن ما به هدف بسیار زیاد میشه. تصویر سازی ذهنی کدوم نوع تلاش است؟

ذهنی.

تلاش جسمی سخت تر است یا ذهنی؟

تلاش جسمی خیلی سخت تر است.


و چقدر جالبه و بامزه اند دوستانی که تلاش سخت جسمی رو انجام میدن ولی با ذهن منفی!

روزی ده ساعت درس میخونه برای کنکور و بعد میگه "من که میدونم قبول نمیشم"!

روزی دو مشت دارو میخوره و بد میگه "من که می دونم خوب نمیشم"!

صبح داره می ره بیرون که هشت ساعت کار کنه.


- "خوب به سلامتی کجا دارین میرین؟"


- "دنبال بدبختی هام!"تلاش جسمی سخت تر است یا ذهنی؟

تلاش جسمی خیلی سخت تر است.


و چقدر جالبه و بامزه اند دوستانی که تلاش سخت جسمی رو انجام میدن ولی با ذهن منفی!

روزی ده ساعت درس میخونه برای کنکور و بعد میگه "من که میدونم قبول نمیشم"!

روزی دو مشت دارو میخوره و بد میگه "من که می دونم خوب نمیشم"!

صبح داره می ره بیرون که هشت ساعت کار کنه.


- "خوب به سلامتی کجا دارین میرین؟"


- "دنبال بدبختی هام!"تلاش جسمی سخت تر است یا ذهنی؟

تلاش جسمی خیلی سخت تر است.


و چقدر جالبه و بامزه اند دوستانی که تلاش سخت جسمی رو انجام میدن ولی با ذهن منفی!

روزی ده ساعت درس میخونه برای کنکور و بعد میگه "من که میدونم قبول نمیشم"!

روزی دو مشت دارو میخوره و بد میگه "من که می دونم خوب نمیشم"!

صبح داره می ره بیرون که هشت ساعت کار کنه.


- "خوب به سلامتی کجا دارین میرین؟"


- "دنبال بدبختی هام!"

خوب تو که بالاخره میخوای هشت ساعت کار کنی، چرا با ذهن منفی!

بعضی ها هم نه تلاش ذهنی دارن و نه تلاش جسمی.


یه گوشه ای ولو میشن تا بمیرن و همه از دستشون راحت بشن.


و جالب اینه که خیلی از ما ها در ذهن تلاش می کنیم ولی تلاش منفی.
متاسفانه خیلی از آدم ها در ذهنشون:


- طلاق بازی می کنند.
- ورشکسته شدن بازی میکنن.
- خودشون رو پشت میله های زندان می بینند.
و اینها بیچاره می کنند خودشون رو و درد سر ها رو برای خودشون خلق می کنن.

دوست من در تصویر سازی ذهنی ما گاهی برای چیزی تصویر سازی می کنیم که نیاز به فراگیری و تمرین دارد.


گاهی وقت ها برای چیزی تصویر سازی ذهنی می کنیم که فراگیری رو تمرین نمیخواد.

من میخوام کنکور بدم. خوب نیاز داره کتاب های درسیم رو بخونم و تست بزنم. فراگیری و تمرین میخواد.


من میخوام آزمون رانندگی بدم. خوب نیاز دارد که با ماشین تمرین عملی کرده باشم.


میخوام زبان انگلیسیم خوب بشه. نیاز دارد که کلاس برم.

 


چیزهایی که نیاز به تمرین و فراگیری دارد، اول فراگیری و تمرین، دوم تصویر سازی ذهنی.


نمیشه من بشینم و چشم هام و ببندم و کلاس زبان نرم و بعد ببینم که توی کلاس زبانم و دارم مثل بلبل انگلیسی صحبت می کنم! اول باید یاد بگیری و بعد در تصویر سازی ذهنی ببینی که سر کلاس نشستی و تو از همه ی هم کلاسی هات بهتر انگلیسی حرف میزنی.

گفتیم در آمریکا یک گروه تیر انداز ماهر رو مورد آزمایش قرار دادن. یعنی کسایی که در تیر اندازی به مهارت رسیدن و فراگیری و تمرین رو انجام دادن. و به این تیر انداز های ماهر گفتن که گرو الف شما عملا تیراندازی کن و گروه ب شما تصویر سازی کن.

یک سری کارهایی هست که نیاز به فراگیری و تمرین ندارد. تصویر سازی ذهنی در اینها معجزه می کند.


من بیمار هستم. در حال درمانم. دارم میرم دکتر و داروم رو مصرف می کنم. من چه چیزی رو باید یاد بگیرم و تمرین کنم؟

هیچ چی.

من فارغ التحصیل شدم و دنبال کار می گردم. خوب چی رو باید یاد بگیرم؟

خوب یاد گرفتم.
درس دانشگاه رو خوندم.
با کامپیوتر آشنا شدم.
با زبان آشنا شدم.
تایپ بلدم.
فعلا فقط دنبال شغل می گردم.
این نیاز به تمرین و فراگیری ندارد.

من مستاجرم و میخوام صاحب خونه بشم.
این چه فراگیری و تمرینی میخاد؟

هیچ چی.
فراگیری و تمرینی نمیخواد.

چیزهایی که نیاز به فراگیری و تمرین ندارد تصویر سازی ذهنی در اونها معجزه می کند!

دوستان عزیز کسی که ادای آدم های فقیر را در بیاورد فقیر می شود، فقر در هر زمینه ای است، نه فقط پول!


یکی میگه "اعصاب ندارم" یعنی از نظر اعصاب فقیر است.
یکی میگه "حال ندارم" یعنی از نظر حس و حال فقیر است.
یکی میگه "تمرکز ندارم" یعنی .............
یکی میگه "حوصله ندارم" یعنی ........
هر چیزی رو گفتی "ندارم"، "ندار" میشوی

برای دوری از منفیها

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۰۷]
برای تحول و پیشرفت در زندگی باید ابتدا ذهن خود را از جملات منفی خالی کرده و سپس با عبارات مثبت و سازنده ، جایگزین نماییم.

عبارات تاکیدی مثبت ، جملاتی ساده ، روان و برانگیزاننده با ادبیات شخصی خود ما هستند که می توانند سرعت رسیدن ما به اهدافمان را چند برابر کنند.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۱]
جملات مثبت باید در حال دستیابی باشند.در برخی کلاس های موفقیت گفته می شود اگر می خواهید به چیزی برسید ، آنرا در حال ببینید ، مثلا چنانچه در پی خوشبختی هستید بگویید " من خوشبختم " ، در حالی که این غلط است.
"من روز به روز به خوشبختی نزدیک تر می شوم . "

من روز به روز به قبولی در کنکور نزدیک تر می شوم.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۳]
عبارت های تاکیدی را باید باور کنیم.

بعضی ها علی رغم بکار بردن عبارات تاکیدی مثبت به نتیجه نمی رسند ، دلیل آن دو چیز می تواند باشد.

الف) برنامه ریزی و تلاش جسمی را شروع نکرده اند ، که در جلسات آتی به تفصیل در مورد برنامه ریزی و هدف صحبت خواهیم کرد.

ب) عبارات تاکیدی را باور ندارند. یعنی در ذهنشان می گویند :من که میدونم اخرش اینم جواب نمیده

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۴]
عبارات تاکیدی مثبت حتی الامکان باید کوتاه و ساده باشند.

خیلی نباید جمله ها را طولانی کرد ، باید بتوانیم به راحتی آنها را تکرار کنیم

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۴]
عبارات باید "برای ما" برانگیزاننده و محرک بوده بطوری که با بکار بردن و تکرار آنها احساس خوبی به ما دست بدهد.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۵]
بهتر است در مواقع مناسب عبارات تاکیدی مثبت گفته شود ، مثلا وقتی ذهنمان از دغدغه ها آرام است و آرامش داریم بهترین حالت برای تکرار عبارات تاکیدی است ، سعی کنید در مواقع استرس و اضطراب عبارات تاکیدی را بکار نبرید.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۶]
حتی الامکان سعی کنید عبارات تاکیدی را با صدای بلند تکرار کنید به طوری که خودتان صدا را بشنوید

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۷]
تا حصول نتیجه عبارات تاکیدی را تغییر ندهید ، تکرار یک عبارت ثابت در یک موضوع ، برای ضمیر ناخودآگاه بهتر است. مثلا چنانچه عبارات تاکیدی برای قبولی در دانشگاه است ، سعی کنید تا رسیدن به دانشگاه عبارت تاکیدی قبولی دانشگاه را به همان صورتی اولیه تکرار کنید .

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۷]
بهتر است جملات تاکیدی خود را به این صورت آغاز کنید :

"به لطف خدا ... "
"با کمک خدا ..."
"به لطف الهی ..."

kazemi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۳۵]
امیرعلی بابایی در کتاب تجسم خلاق میگوید:به خود بگویید عالی هستید تا عالی شوید
و به خاطر داشته باشید که هرچه بگویید همان میشود . . .
ضمیر شما بدن شما را میسازد و بدن شما ضمیر شما را . . .
یک اندیشه ی زیبا و مثبت یک بهشت را در زندگی می سازد و یک اندیشه منفی و یاس آور جهنمی را در دنیای انسان خلق می کند . . .

انسانها آنچه را بیاندیشند خلق می کنند . . .
افرادی که انرژی مثبت دارند اغلب مهربان و با عاطفه هستند . . .
به زمین و زمان مهربانی میکنند . . .
غصه دارند اما آن را قصه نمیکنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند ، اغلب افرادی خوش سیما و خوش خُلقند و دنبال نقاط مثبت هستند . . .
در برابر ناملایمات خم به ابرو نمیاورند . . .

این افراد در بلند مدت نیرویی بدست میاورند که از همه لحاظ مورد قبول اطرافیان است و بقول روانشناسان "کاریزما" دارند

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۴۱]
بعضی از جملات شاید به خودی خود منفی نباشند ، اما کلمات منفی در آنها بکار رفته است. باید توجه کنیم در عبارات تاکیدی مثبت حتی کلمه ی منفی نیز نباید بکار ببریم ، چرا که ضمیر ناخودآگاه به تک تک واژه ها توجه می کند.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۴۶]
ما با بی توجهی به منفی ها ، سعی می کنیم اثر آنها را در زندگی خود خنثی کنیم.

بنابر یک قانون طبیعی تا شروع به انجام کاری می کنیم ، در مقابل آن مقاومت می شود.
بنابراین طبیعی است که تا شروع به تفکر مثبت و مثبت اندیشی در زندگی می کنیم و سعی می کنیم منفی ها در ما اثری نداشته باشد ، شیطان زمزمه های منفی را در ذهن ما تقویت کرده و منفی ها را بزرگ جلوه می دهد و با جملاتی از جنس جمله ی زیر سعی می کند ما را از تحول و مثبت اندیشی بازدارد.


چرا خودتو گول میزنی ؟
مگه میشه مشکلات رو ندید گرفت ؟
اینا همش حرفه ، مثبت اندیشی چیه دیگه ؟
و ...

هر وقت چنین جملاتی در ذهن ما وسوسه شد ، نباید شک کرد این همان وسوسه ی شیطان است که نمی خواهد بگذارد تحول در ما اتفاق افتاده و دید ما نسبت به زندگی مثبت شود.
فراموش نکنیم باید در ابتدای راه تحول آماده ی مقابله با منفی ها و مقاومتها بود.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۴۸]
4 شکل مهم عبارات تاکیدی مثبت :

1- شفاهی و فردی :
در این روش جمله ای را با سلیقه ی خود و با رعایت شرایطی که در جلسات گذشته گفتیم ، تنظیم کرده و آن را خودمان برای خودمان به صورت شفاهی تکرار می کنیم تا وارد ضمیر ناخودآگاه ما شود.

2- شفاهی و غیر فردی :
در این روش از فرد دیگری هم کمک می گیریم ، این فرد می تواند خواهر یا برادر ، پدر یا مادر ، همسر و یا دوست باشد. بدین صورت که ما جملات تاکیدی مثبت را تکرار کرده و فرد مقابل ، تایید می کند.

3- آواز و شعر :
شعر و آواز و جملات ریتم دار ، در برانگیخته شدن انگیزه های برخی افراد نقش بسیار مهمی ایفا می کنند ، آواز و شعر به بعضی واقعا انگیزه می دهد ، اگر از این دست افراد هستید ، جملات تاکیدی خود را به صورت ریتمیک و با زبان ساده تکرار کنید.

4- کتبی :
می توانیم عبارات مثبت را روی کاغذ آورده و آن را در جایی که زیاد میبینیم – مثلا در اتاق – نصب کنیم ، البته باید توجه کرد چنانچه در اطراف ما افراد منفی حضور دارند که با دیدن جملات به تمسخر و دلسرد کردن شما می پردازند ، بهتر است از نوشتن و در جای عمومی قرار دادن ان خودداری کنید.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۵۱]
6 نکته ی مهم برای استمرار و موثر بودن عبارات تاکیدی :


1- نگهداری
2- تکرار
3- عدم حساسیت
4- عدم نگرانی
5- تطابق حالات فیزیکی با خواسته ها
6- تصویرسازی ذهنی

 

• نگهداری : دو نوع نگهداری داریم ، اختصاصی و عمومی

الف ) نگهداری اختصاصی : باید توجه کرد وقتی عبارات تاکیدی مثبت را تکرار می کنیم ، دیگر از تلقین های منفی و افکار منفی در خصوص خواسته ای که داریم باید صرفنظر کنیم.
به طور مثال وقتی در مورد قبولی در دانشگاه عبارات تاکیدی مثبت بکار می بریم ، باید تلقین های منفی و نگرانی نرسیدن به خواسته و قبول نشدن در دانشگاه را دیگر کنار بگذاریم.

ب ) نگهداری عمومی : تا جایی که ممکن است باید تلاش کنیم خود را از منفی ها دور کنیم ، موسیقی های منفی ، صحبت با دوستان منفی که مدام از مشکلات و ناامیدی می گویند ، خواندن مجلات منفی و ... چیزهایی است که اگر بخواهیم به موفقیت برسیم "باید" آنها را کنار بگذاریم.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۵۶]
تا حالا شده که دلتون بگیره ؟ آره؟ خیلی ؟ میخوام یه روش یادتون بدم دلاتون تا گرفت باز بشه !

دیدین بقالی ها "راه باز کن"، "چاه باز کن" و "چنته"، می فروشن؟

میخوام بهتون "دل باز کن" معرفی کنم!هر وقت دلتون گرفت نوار "سیاوش قمیشی" گوش کنید!
سیاوش قمیشی حقیقتا از زخم ها و تلخی ها و واقعیت های زندگی میگه و ما رو آرام می کنه!


- " سیاوش من دلم خیلی گرفته. . بخون عزیزم"
- "الان میخونم برات"
"پرنده های قفسی ...."
وای سیاوش!
چه باحالی تو!
منو میگه ها!
پرنده ی قفسی!
از این ور باباهه ما رو کرده تو قفس!
از اون جامعه!
سیاوش جان چه خوب می فهمی!
."سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست ..."
وای خدا خیرت بده سیاوش.
دارم آروم میشم.
بخون.

ولی بزارین یه جدید ترش رو براتون بخونم!


محسن چاووشی:
"
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت!
بیام ببینم که همه حلقه زدن درو و برت!

حامد هاکان:
"
پشت سرم گفتی که من درگیر و قاطی پاتی ام!
تف به مرامت عوضی، از سرت زیادی ام!

رضا صادقی:
"
الهی خون بشی، تیکه بشی، آتیش بگیری!
منو کشتی، الهی عاقبت تو هم بمیری!

آرش معیریان:
"
از این لجم می گیره فک می کنی باحالی!
زهی خیال باطل!
آخر ضد حالی!

نیما:
"
عشق یه چیزی مثه کشک و دوغه!
تموم زندگی پر از دروغه!
هیچ کسی هیچ کسی رو دوست نداره!
دوست دارم، عاشقتم شعاره!

همه ی نوار ها رو گوش می کنه.
"
خوب تموم شد.
چیکار کنم؟

آهان آقای فرهنگ گفته بود عبارات تاکیدی!
من روز به روز شاد تر می شوم.

من روز به روز موفق تر می شوم.

یه نیم ساعت هم کج و راست میشه!
یوگا!
آرامش!

نه عزیز من از این خبرها نیست!
یک بام و دو هوا نمی شود!
از این ور موفقیت، از اون ور نوار منفی.

راستی بنیامین چی خونده؟
حالم بده
حالم بده
حالم بده
حالم بده
حالم بده
آدم بده
آدم بده
آدم بده
آدم بده
"
من تو پیاده رو راه می رفتم دیدم یه پسر بچه شاید دبستانی راه می رفت و داد می زد:
"
حالم بده
حالم بده
"
گفتم " تو بزرگ بشی چی میشی؟!"

خانوم ساعت 10 صبح میخواد ماهی تابه اش رو بشوره.
سه سانت ته گرفته.
سیم ظرفشویی رو گرفته که بیوفته به جوونش.
بعد میگه "حیفه همین جوری بشوریم! بزار ریتمیک بشوریم! نوار بخونه، ما بشوریم!"
شستن ماهی تابه به صورت ایروبیک!


نوار چی میخونه؟
"
دل نگرونم
نگرونم
نگرونم
نگرونم
نگرونم
"
خانوم هم داره با همین ریتم ظرف میشوره.
بعد این قدر بامزه است.
میره دکتر:


- "آقای دکتر سلام"


- "سلام خانوم"


- " آقای دکتر حالم خیلی بده!"


- "چیه خانوم؟"


- "آقای دکتر همه اش استرس دارم!"


- "استرس دارین؟! خانوم محترم شاید منفی در زندگی شما زیاده؟!"


- "منفی کدومه آقای دکتر ... خدا خیرتون بده... ژنتیکیه!"


- "ژنتیکیه؟ چرا؟"


- "آقای دکتر بابای خدا بیامرزم هم، همه اش استرس داشت! اصلا ما جد و ابادمون استرسین!"


عزیز من تو "دل نگرونی".
بابات هم از اون نوار هایی گوش می کرد که می گفت:
"
مستی هم درد منو
دیگه دوا نمی کنه
غم با من زاده شده
منو رها نمی کنه

در کلاس "موفقیت آنتونی رابینز" در آمریکا شرکت کنید.


رابینز به شما میگه نوار ها رو گوش نکنید.


چرا؟


چون تک تک این واژه های منفی در ناخودآگاه شما می نشیند و همه ی اتفاقاتی که گفتیم، رخ خواهد داد.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۰]
اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه تا جای ممکن خودت رو از منفی ها دور کن.


رابینز مثال از خواننده آمریکایی میزنه، من از خواننده ی ایرانی زدم.


بدون هیچ ابایی این رو میگم.


نوار هایی که مجوز ارشاد دارن، نوار هایی که ندارن، اون ور آب، این ور آب، ماهواره، رادیو پیام، تلوزیون خودمون، سر و ته یک کرباس هستند!


بیشتر نوار هایی که رادیو پیام پخش می کنه محتواش منفیه.


آواز هایی که میزارن ته این سریال های تلوزیونی، بیشترش منفیه.


یک بام و دو هوا نمیشه.


از اون طرف راه بری عبارت تاکیدی بگی، از این ور جمله های منفی بشنوی.


این ها همدیگه رو خنثی می کنن.


از این ور عبارت مثبت میگی از اون ور نوار منفی گوش می کنی!


نه عزیزم من، نمیشه!


توصیه ما اینه که نواری رو گوش بدید که خواننده آنچه را که می خواند مثبت مثبت مثبت باشد یا نواری رو گوش کنید که موزیک خالیه و خواننده روی اون نوار نخونده باشد.

یه تحقیق قشنگ جهانی انجام شده روی تمام موسیقی های دنیا.

 

آمار، آمار جهانی است و میگه 95 درصد از نوار هایی که در هر جای دنیاست و خواننده ای روی اون آواز خونده، منفی است!


ربطی به ایران و جاهای دیگه نداره.

قضیه جهانی است!
رابینز هم توصیه میکنه گوش نکنید.
حتی اگر متن نوار مثبت باشد ولی با لحن منفی خونده شده باشد، گوش کردنش ممنوع.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۱]
اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه هر مجله ای رو حق نداری بخونی.


نود درصد مجلاتی که در ایران، توی این کیوسک های روزنامه فروشی با مجوز وزارت ارشاد فروخته می شود، منفی است و چاپ این مجلات، جنایت به زندگی تک تک من و شماست.
ارشاد حق نداره اجازه بده که هر مجله ی بیخودی چاپ بشه.
اجازه بدید من یه دونه از این مجلات رو براتون ورق بزنم و ببینیم با خوندن این مجلات ما با ضمیر ناخودآگاه مون چه می کنیم!

 

صفحه 1 "سنگ صبور"!
صفحه 3 "ابیات تنهایی"!
صفحه 5 "دختر فراری"!
صفحه 7 "بر سر دو راهی"!
صفحه 9 "هیولای سفید"!
صفحه 11 "من همسر دوم او بودم"!
صفحه 13 "قصری که ویران شد"!
صفحه 15 "آن سوی حسرت"!
صفحه 17 "او حتی در حضور رییس دادگاه هم مرا کتک زد"!

 


معلومه که خوندن این متون منفی با ما چه می کنه.
این ها رو میخونه بعد درب و داغون و افسرده میره که عبارات تاکیدی بگه!
یک بام و دو هوا نمی شود.
.
.
- "خیلی خوب پس من دیگه حافظ هم نمی خونم!"


- "چرا؟"


- "منفیه!"


- "حافظه برای چی منفیه؟!"


- "گفته که «درد ما را نیست درمان الغیاث" یا "زهر هجری چشیده ام که مپرس"


- " نه عزیز من. این هجر، دوری از سوزیلا نیست! دوری از معشوق آسمانی است! همونیه که مولانا میگه «از نیستان چون مرا ببریده اند ... در نفیرم مرد و زن نالیده اند». این هجر از اونجایی است که بابا بزرگ ما حضرت آدم،

شیطونی کرد و از اونجا انداختنش بیرون.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۲]
اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه هر سریالی رو حق نداری ببینی.


متاسفم که باید اعلام بکنم که بیشتر سریال هایی که تلوزیون ما پخش می کند را حق نداری ببینی.


مخصوصا ایرانی ها رو.


منظورم این نیست که از اون ور پشت بوم بیوفتی و بری ماهواره ببینی.


اون دیگه بدتر از این.


اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه:


هر فیلمی رو نبین.
هر مجله ای رو نخون.
توی هر مجلسی شرکت نکن.
با هر کسی رفاقت نکن.
هر نواری رو گوش نده.
تا جای ممکن باید خودت رو از منفی ها دور کنی.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۵]
"بهرحال ما در دنیایی زندگی می کنیم که منفی ها و افراد منفی دور و بر ما هستند و هر لحظه می توانند به سراغ ما آمده وذهن ما را درگیر منفی های خود کنند ، در این وضعیت – که کم هم پیش نمی آید – چه کنیم ؟"

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۷]
4 راهکار مفید در اینجا برای دوری از منفی ها بیان می کنیم :

1- تا جایی که میشه از منفی ها فاصله بگیریم.

تا جایی که می توانیم خودمان جملات منفی بکار نبریم ، خودمان موسیقی منفی گوش ندهیم و تا جایی که امکان دارد رابطه ی خود با افراد منفی را به حداقل برسانیم.

امام صادق فرمودند که از پدر شنیدم " ترک اموری که برای تو سودی ندارد، از نیکی است"

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۷]
2- جریان رو عوض کنید.

مثلا نشستی یه جایی طرف شروع می کنه:
"کشتن ما رو!"
"مملکت نیست"
همین جوری منفی بافی می کنه پشت سر هم.
یه دفعه شروع به لرزیدن کن!
- "چیه؟"
- "نمیدونم!"
اون اصلا یادش میره که چی داشت می گفت.
پنجره رو می بنده.
پتو روت می ندازه.
بخاری روشن می کنه.
به همین سادگی جریان عوض شد.
.
.
تند تند تند داره حرف میزنه.
خیلی ریلکس دستت رو میگیری به شکمت و میگی "گلاب به روت"!
برو اون تو بشین و شیر آبم باز کن که لو نری!
این بهتره که اجازه بدی نیم ساعت لهت کنه با پیام منفی!

 


یکی به من گفت "آقا مردم همه دزد شدن"!
با صدای بلند گفتم " برو عقب"!
عین برق گرفته ها گفت "چیه؟"
گفتم "خوب همه دزدن دیگه. یه وقت جیبم رو نزنی. تازه شاید منم جیبت رو بزنم."
گفت "نه من قصدم جسارت نبود."
گفتم "ولی جسارت کردی عزیز من! وقتی میگی همه دزد شدن یعنی منم دزدم؛ تو هم دزدی."
.
.
مثلا اگه کسی بهتون گفت "مردم همه بی انصاف شدن"
در جوابش بگید:


"چی چی همه مردم بی انصاف شدن؟!"


"من یه پسر خاله دارم، یه کیف پیدا کرد، سه روز دنبال صاحبش بود"


"یه تعمیر کار تو محله ی ماست، خیلی عالی تعمیر می کنه و واقعا با انصاف دستمزد میگیره"


"یه کفاش میشناسم که خیلی خوب تعمیر میکنه و خیلی هم منصفانه دست مزد میگیره"


بالاخره هر کس برای خودش چند تا مثال داره.
جریان رو عوض کن و یا به جریان خط و ربط صحیح بده ولی ما بدتر با جریان همراهی می کنیم.

جوونه سوار تاکسی میشه.


راننده یه نگاهی بهش می کنه میگه "آخی ... دلم واسه شماها می سوزه ... مملکته براتون ساختن"


بعد ما همراهی می کنیم "آره آقا راست میگی. خدا خیرت بده 13 آبان نگه دار؛ یه سیانوری چیزی بخریم، بخوریم، تمومش کنیم"!


دوست عزیز به راننده بگو "خودت جوونی نکردی. تو اون موقع ها یه رینگ دوچرخه می گرفتی تو کوچه ها ترتره بازی می کردی. ما اس.ام.اس میزنیم. چت می کنیم. دانشگاه میریم. اصلا اون موقع این همه لوازم آرایشی بود؟! اصلا میدونی اینترنت چیه؟! اصلا تا حالا دانشگاه رفتی؟! اصلا تو می دونستی اینا چیه؟! اصلا اون موقع خیابون ولی عصر به این باحالی بود؟! چی چی شماها جوونی نکردین!"


او می خواهد میدان داری کند، میدان رو ازش بگیر و تو میدان داری کن.


او می خواهد شروع به حرف منفی بکنه، تو شروع به حرف مثبت بکن.


او می خواهد از محرومیت ها بگه، تو از موهبت ها بگو.


پس دیگه نری همراهی بکنی و تایید بکنی و بدتر جریان رو همراهی بکنی.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۸]
3- یه جاهایی لازمه توجه نکنیم. ( اصل تغافل )

چون توجه کردن به جریان منفی باعث میشه برخورد در لحظه بکنیم، پاسخ در لحظه بدیم و موضوع خراب تر بشه.
از در خونه شوهره میره تو.


- "سلام"
- "سلام و زهر مار. کی می میری از دستت راحت بشیم. الهی جنازت بیاد."


- "جنازه ی خودت بیاد و جد و آبادت با اون فامیل های فلان فلان شده ات"


موشک جواب موشک.


یکی این میگه یکی اون میگه.


جریان منفی مدام بزرگ و بزرگتر میشه.


یه جاهایی لازمه به جریان منفی توجه نکنیم.


بلافاصله محیط رو ترک کنیم.


پاسخ در لحظه ندیم.


عکس العمل در لحظه نشان ندیم.


من نشستم تو ماشین پشت چراغ قرمز.


ماشین عقبیه هم داره اس.ام.اس میده ، هم داره رانندگی می کنه.


ناگهان میزنه به سپر عقب ماشین من.


چیزی هم نمیشه ها، فقط یه تکونی میخوریم.

- "گاری چی.


- "باباته"


به سه دقیقه نمی کشه که یکی باید جارو خاک اندازه بیاره دل و روده ها رو جارو کنه.


جواب در لحظه ممنوع چون باعث میشه جریان منفی بزرگ تر بشه.


- "گاری چی."


- سکوت می کنم.


- " گفتم گاری چی ها"
- بازم سکوت می کنم.


- "گاری چی گاری چی گاری چی گاری چی گاری چی !!! ..."
- همچنان سکوت.
یه جاهایی لازم است ما به جریان منفی توجه نکنیم و سریع در بیرم تا اوضاع عوض بشه.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۸]
4- هرگز حدیث حاضر و غایب شنیده ای ... من در میان جمع و دلم جای دیگر است

اینجا هستم ولی اینجا نیستم!
ما سال هاست که چیزی رو که نباید می دیدیم به چشم مون گفتیم ببین.
ما سال هاست که چیزی هایی رو که نباید می شنیدیم به گوش مون گفتیم بشنو.
حالا به چشممت بگو حق دیدن نداری!
حالا به گوشت بگو حق شنیدن نداری!
.
.
نشستم توی یه محفلی.
مثلا عروسی خواهرم.
همه قوم و خویش.
میرم میشینم کنار این میز، میبنم دارن غیبت می کنن.
یه چیز میگه "بابا منفیه ... تو رو خدا ... ضمیر ناخودآگاه"
بعد خودم میگم "ولمون کن ... مرده شور این کلیدهای موفقیت رو ببرم ... چرت و پرت یادمون داد"
پا میشم میرم کنار یه میز دیگه میشینم.
میبینم دارن یک نفر رو مسخره می کنن:
"لباس های اون رو ... هه هه هه".
پا میشم میرم میز اون وری میشینم:
"لباس های این رو ... هه هه هه".
پا میشینم میرم یه میز دیگه:
"آقا یه جک برات بگم ... یه تهرانیه بود ... هه هه هه"
اگه بخوام برم، مردم میگن "ببین ... اینا همه شون دعوا دارن ... داداش عروسی خواهرش نمی مونه"
چه کار کنم؟
؟
؟
اون جا باش ولی نباش.
به گوش ها ت بگو دیگه نشنو.
یه موضوعی رو انتخاب کن خارج از اون مجلس و فکر کن به ان موضوع.
ذهنت رو از اون محیط پرواز بده به یک جای دیگر.
دیدین تا حالا دارین حرف میزنین و یه نفر نشسته یه گوشه ای و بقیه میگن "نگاه اینو ... تو باغ نیست اصلا"
لطفا تو باغ نباش!
اگه هیچ کدوم از سه توصیه قبل جواب نداد و نتونستی جلوی رفتار های منفی دیگران رو بگیری لطف کن اونجا باش ولی اونجا نباش.

 

" اینها راههایی بود برای اینکه بتوانیم تا حد ممکن از منفی هایی که خارج از دست ما برایمان پیش می آید دوری کنیم "

عبارات تاکیدی مصبت

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۰۷]
برای تحول و پیشرفت در زندگی باید ابتدا ذهن خود را از جملات منفی خالی کرده و سپس با عبارات مثبت و سازنده ، جایگزین نماییم.

عبارات تاکیدی مثبت ، جملاتی ساده ، روان و برانگیزاننده با ادبیات شخصی خود ما هستند که می توانند سرعت رسیدن ما به اهدافمان را چند برابر کنند.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۱]
جملات مثبت باید در حال دستیابی باشند.در برخی کلاس های موفقیت گفته می شود اگر می خواهید به چیزی برسید ، آنرا در حال ببینید ، مثلا چنانچه در پی خوشبختی هستید بگویید " من خوشبختم " ، در حالی که این غلط است.
"من روز به روز به خوشبختی نزدیک تر می شوم . "

من روز به روز به قبولی در کنکور نزدیک تر می شوم.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۳]
عبارت های تاکیدی را باید باور کنیم.

بعضی ها علی رغم بکار بردن عبارات تاکیدی مثبت به نتیجه نمی رسند ، دلیل آن دو چیز می تواند باشد.

الف) برنامه ریزی و تلاش جسمی را شروع نکرده اند ، که در جلسات آتی به تفصیل در مورد برنامه ریزی و هدف صحبت خواهیم کرد.

ب) عبارات تاکیدی را باور ندارند. یعنی در ذهنشان می گویند :من که میدونم اخرش اینم جواب نمیده

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۴]
عبارات تاکیدی مثبت حتی الامکان باید کوتاه و ساده باشند.

خیلی نباید جمله ها را طولانی کرد ، باید بتوانیم به راحتی آنها را تکرار کنیم

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۴]
عبارات باید "برای ما" برانگیزاننده و محرک بوده بطوری که با بکار بردن و تکرار آنها احساس خوبی به ما دست بدهد.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۵]
بهتر است در مواقع مناسب عبارات تاکیدی مثبت گفته شود ، مثلا وقتی ذهنمان از دغدغه ها آرام است و آرامش داریم بهترین حالت برای تکرار عبارات تاکیدی است ، سعی کنید در مواقع استرس و اضطراب عبارات تاکیدی را بکار نبرید.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۶]
حتی الامکان سعی کنید عبارات تاکیدی را با صدای بلند تکرار کنید به طوری که خودتان صدا را بشنوید

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۷]
تا حصول نتیجه عبارات تاکیدی را تغییر ندهید ، تکرار یک عبارت ثابت در یک موضوع ، برای ضمیر ناخودآگاه بهتر است. مثلا چنانچه عبارات تاکیدی برای قبولی در دانشگاه است ، سعی کنید تا رسیدن به دانشگاه عبارت تاکیدی قبولی دانشگاه را به همان صورتی اولیه تکرار کنید .

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۱۷]
بهتر است جملات تاکیدی خود را به این صورت آغاز کنید :

"به لطف خدا ... "
"با کمک خدا ..."
"به لطف الهی ..."

kazemi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۳۵]
امیرعلی بابایی در کتاب تجسم خلاق میگوید:به خود بگویید عالی هستید تا عالی شوید
و به خاطر داشته باشید که هرچه بگویید همان میشود . . .
ضمیر شما بدن شما را میسازد و بدن شما ضمیر شما را . . .
یک اندیشه ی زیبا و مثبت یک بهشت را در زندگی می سازد و یک اندیشه منفی و یاس آور جهنمی را در دنیای انسان خلق می کند . . .

انسانها آنچه را بیاندیشند خلق می کنند . . .
افرادی که انرژی مثبت دارند اغلب مهربان و با عاطفه هستند . . .
به زمین و زمان مهربانی میکنند . . .
غصه دارند اما آن را قصه نمیکنند تا خُلق مردم را تنگ نکنند ، اغلب افرادی خوش سیما و خوش خُلقند و دنبال نقاط مثبت هستند . . .
در برابر ناملایمات خم به ابرو نمیاورند . . .

این افراد در بلند مدت نیرویی بدست میاورند که از همه لحاظ مورد قبول اطرافیان است و بقول روانشناسان "کاریزما" دارند

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۴۱]
بعضی از جملات شاید به خودی خود منفی نباشند ، اما کلمات منفی در آنها بکار رفته است. باید توجه کنیم در عبارات تاکیدی مثبت حتی کلمه ی منفی نیز نباید بکار ببریم ، چرا که ضمیر ناخودآگاه به تک تک واژه ها توجه می کند.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۴۶]
ما با بی توجهی به منفی ها ، سعی می کنیم اثر آنها را در زندگی خود خنثی کنیم.

بنابر یک قانون طبیعی تا شروع به انجام کاری می کنیم ، در مقابل آن مقاومت می شود.
بنابراین طبیعی است که تا شروع به تفکر مثبت و مثبت اندیشی در زندگی می کنیم و سعی می کنیم منفی ها در ما اثری نداشته باشد ، شیطان زمزمه های منفی را در ذهن ما تقویت کرده و منفی ها را بزرگ جلوه می دهد و با جملاتی از جنس جمله ی زیر سعی می کند ما را از تحول و مثبت اندیشی بازدارد.


چرا خودتو گول میزنی ؟
مگه میشه مشکلات رو ندید گرفت ؟
اینا همش حرفه ، مثبت اندیشی چیه دیگه ؟
و ...

هر وقت چنین جملاتی در ذهن ما وسوسه شد ، نباید شک کرد این همان وسوسه ی شیطان است که نمی خواهد بگذارد تحول در ما اتفاق افتاده و دید ما نسبت به زندگی مثبت شود.
فراموش نکنیم باید در ابتدای راه تحول آماده ی مقابله با منفی ها و مقاومتها بود.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۴۸]
4 شکل مهم عبارات تاکیدی مثبت :

1- شفاهی و فردی :
در این روش جمله ای را با سلیقه ی خود و با رعایت شرایطی که در جلسات گذشته گفتیم ، تنظیم کرده و آن را خودمان برای خودمان به صورت شفاهی تکرار می کنیم تا وارد ضمیر ناخودآگاه ما شود.

2- شفاهی و غیر فردی :
در این روش از فرد دیگری هم کمک می گیریم ، این فرد می تواند خواهر یا برادر ، پدر یا مادر ، همسر و یا دوست باشد. بدین صورت که ما جملات تاکیدی مثبت را تکرار کرده و فرد مقابل ، تایید می کند.

3- آواز و شعر :
شعر و آواز و جملات ریتم دار ، در برانگیخته شدن انگیزه های برخی افراد نقش بسیار مهمی ایفا می کنند ، آواز و شعر به بعضی واقعا انگیزه می دهد ، اگر از این دست افراد هستید ، جملات تاکیدی خود را به صورت ریتمیک و با زبان ساده تکرار کنید.

4- کتبی :
می توانیم عبارات مثبت را روی کاغذ آورده و آن را در جایی که زیاد میبینیم – مثلا در اتاق – نصب کنیم ، البته باید توجه کرد چنانچه در اطراف ما افراد منفی حضور دارند که با دیدن جملات به تمسخر و دلسرد کردن شما می پردازند ، بهتر است از نوشتن و در جای عمومی قرار دادن ان خودداری کنید.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۵۱]
6 نکته ی مهم برای استمرار و موثر بودن عبارات تاکیدی :


1- نگهداری
2- تکرار
3- عدم حساسیت
4- عدم نگرانی
5- تطابق حالات فیزیکی با خواسته ها
6- تصویرسازی ذهنی

 

• نگهداری : دو نوع نگهداری داریم ، اختصاصی و عمومی

الف ) نگهداری اختصاصی : باید توجه کرد وقتی عبارات تاکیدی مثبت را تکرار می کنیم ، دیگر از تلقین های منفی و افکار منفی در خصوص خواسته ای که داریم باید صرفنظر کنیم.
به طور مثال وقتی در مورد قبولی در دانشگاه عبارات تاکیدی مثبت بکار می بریم ، باید تلقین های منفی و نگرانی نرسیدن به خواسته و قبول نشدن در دانشگاه را دیگر کنار بگذاریم.

ب ) نگهداری عمومی : تا جایی که ممکن است باید تلاش کنیم خود را از منفی ها دور کنیم ، موسیقی های منفی ، صحبت با دوستان منفی که مدام از مشکلات و ناامیدی می گویند ، خواندن مجلات منفی و ... چیزهایی است که اگر بخواهیم به موفقیت برسیم "باید" آنها را کنار بگذاریم.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۲:۵۶]
تا حالا شده که دلتون بگیره ؟ آره؟ خیلی ؟ میخوام یه روش یادتون بدم دلاتون تا گرفت باز بشه !

دیدین بقالی ها "راه باز کن"، "چاه باز کن" و "چنته"، می فروشن؟

میخوام بهتون "دل باز کن" معرفی کنم!هر وقت دلتون گرفت نوار "سیاوش قمیشی" گوش کنید!
سیاوش قمیشی حقیقتا از زخم ها و تلخی ها و واقعیت های زندگی میگه و ما رو آرام می کنه!


- " سیاوش من دلم خیلی گرفته. . بخون عزیزم"
- "الان میخونم برات"
"پرنده های قفسی ...."
وای سیاوش!
چه باحالی تو!
منو میگه ها!
پرنده ی قفسی!
از این ور باباهه ما رو کرده تو قفس!
از اون جامعه!
سیاوش جان چه خوب می فهمی!
."سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست ..."
وای خدا خیرت بده سیاوش.
دارم آروم میشم.
بخون.

ولی بزارین یه جدید ترش رو براتون بخونم!


محسن چاووشی:
"
الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت!
بیام ببینم که همه حلقه زدن درو و برت!

حامد هاکان:
"
پشت سرم گفتی که من درگیر و قاطی پاتی ام!
تف به مرامت عوضی، از سرت زیادی ام!

رضا صادقی:
"
الهی خون بشی، تیکه بشی، آتیش بگیری!
منو کشتی، الهی عاقبت تو هم بمیری!

آرش معیریان:
"
از این لجم می گیره فک می کنی باحالی!
زهی خیال باطل!
آخر ضد حالی!

نیما:
"
عشق یه چیزی مثه کشک و دوغه!
تموم زندگی پر از دروغه!
هیچ کسی هیچ کسی رو دوست نداره!
دوست دارم، عاشقتم شعاره!

همه ی نوار ها رو گوش می کنه.
"
خوب تموم شد.
چیکار کنم؟

آهان آقای فرهنگ گفته بود عبارات تاکیدی!
من روز به روز شاد تر می شوم.

من روز به روز موفق تر می شوم.

یه نیم ساعت هم کج و راست میشه!
یوگا!
آرامش!

نه عزیز من از این خبرها نیست!
یک بام و دو هوا نمی شود!
از این ور موفقیت، از اون ور نوار منفی.

راستی بنیامین چی خونده؟
حالم بده
حالم بده
حالم بده
حالم بده
حالم بده
آدم بده
آدم بده
آدم بده
آدم بده
"
من تو پیاده رو راه می رفتم دیدم یه پسر بچه شاید دبستانی راه می رفت و داد می زد:
"
حالم بده
حالم بده
"
گفتم " تو بزرگ بشی چی میشی؟!"

خانوم ساعت 10 صبح میخواد ماهی تابه اش رو بشوره.
سه سانت ته گرفته.
سیم ظرفشویی رو گرفته که بیوفته به جوونش.
بعد میگه "حیفه همین جوری بشوریم! بزار ریتمیک بشوریم! نوار بخونه، ما بشوریم!"
شستن ماهی تابه به صورت ایروبیک!


نوار چی میخونه؟
"
دل نگرونم
نگرونم
نگرونم
نگرونم
نگرونم
"
خانوم هم داره با همین ریتم ظرف میشوره.
بعد این قدر بامزه است.
میره دکتر:


- "آقای دکتر سلام"


- "سلام خانوم"


- " آقای دکتر حالم خیلی بده!"


- "چیه خانوم؟"


- "آقای دکتر همه اش استرس دارم!"


- "استرس دارین؟! خانوم محترم شاید منفی در زندگی شما زیاده؟!"


- "منفی کدومه آقای دکتر ... خدا خیرتون بده... ژنتیکیه!"


- "ژنتیکیه؟ چرا؟"


- "آقای دکتر بابای خدا بیامرزم هم، همه اش استرس داشت! اصلا ما جد و ابادمون استرسین!"


عزیز من تو "دل نگرونی".
بابات هم از اون نوار هایی گوش می کرد که می گفت:
"
مستی هم درد منو
دیگه دوا نمی کنه
غم با من زاده شده
منو رها نمی کنه

در کلاس "موفقیت آنتونی رابینز" در آمریکا شرکت کنید.


رابینز به شما میگه نوار ها رو گوش نکنید.


چرا؟


چون تک تک این واژه های منفی در ناخودآگاه شما می نشیند و همه ی اتفاقاتی که گفتیم، رخ خواهد داد.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۰]
اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه تا جای ممکن خودت رو از منفی ها دور کن.


رابینز مثال از خواننده آمریکایی میزنه، من از خواننده ی ایرانی زدم.


بدون هیچ ابایی این رو میگم.


نوار هایی که مجوز ارشاد دارن، نوار هایی که ندارن، اون ور آب، این ور آب، ماهواره، رادیو پیام، تلوزیون خودمون، سر و ته یک کرباس هستند!


بیشتر نوار هایی که رادیو پیام پخش می کنه محتواش منفیه.


آواز هایی که میزارن ته این سریال های تلوزیونی، بیشترش منفیه.


یک بام و دو هوا نمیشه.


از اون طرف راه بری عبارت تاکیدی بگی، از این ور جمله های منفی بشنوی.


این ها همدیگه رو خنثی می کنن.


از این ور عبارت مثبت میگی از اون ور نوار منفی گوش می کنی!


نه عزیزم من، نمیشه!


توصیه ما اینه که نواری رو گوش بدید که خواننده آنچه را که می خواند مثبت مثبت مثبت باشد یا نواری رو گوش کنید که موزیک خالیه و خواننده روی اون نوار نخونده باشد.

یه تحقیق قشنگ جهانی انجام شده روی تمام موسیقی های دنیا.

 

آمار، آمار جهانی است و میگه 95 درصد از نوار هایی که در هر جای دنیاست و خواننده ای روی اون آواز خونده، منفی است!


ربطی به ایران و جاهای دیگه نداره.

قضیه جهانی است!
رابینز هم توصیه میکنه گوش نکنید.
حتی اگر متن نوار مثبت باشد ولی با لحن منفی خونده شده باشد، گوش کردنش ممنوع.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۱]
اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه هر مجله ای رو حق نداری بخونی.


نود درصد مجلاتی که در ایران، توی این کیوسک های روزنامه فروشی با مجوز وزارت ارشاد فروخته می شود، منفی است و چاپ این مجلات، جنایت به زندگی تک تک من و شماست.
ارشاد حق نداره اجازه بده که هر مجله ی بیخودی چاپ بشه.
اجازه بدید من یه دونه از این مجلات رو براتون ورق بزنم و ببینیم با خوندن این مجلات ما با ضمیر ناخودآگاه مون چه می کنیم!

 

صفحه 1 "سنگ صبور"!
صفحه 3 "ابیات تنهایی"!
صفحه 5 "دختر فراری"!
صفحه 7 "بر سر دو راهی"!
صفحه 9 "هیولای سفید"!
صفحه 11 "من همسر دوم او بودم"!
صفحه 13 "قصری که ویران شد"!
صفحه 15 "آن سوی حسرت"!
صفحه 17 "او حتی در حضور رییس دادگاه هم مرا کتک زد"!

 


معلومه که خوندن این متون منفی با ما چه می کنه.
این ها رو میخونه بعد درب و داغون و افسرده میره که عبارات تاکیدی بگه!
یک بام و دو هوا نمی شود.
.
.
- "خیلی خوب پس من دیگه حافظ هم نمی خونم!"


- "چرا؟"


- "منفیه!"


- "حافظه برای چی منفیه؟!"


- "گفته که «درد ما را نیست درمان الغیاث" یا "زهر هجری چشیده ام که مپرس"


- " نه عزیز من. این هجر، دوری از سوزیلا نیست! دوری از معشوق آسمانی است! همونیه که مولانا میگه «از نیستان چون مرا ببریده اند ... در نفیرم مرد و زن نالیده اند». این هجر از اونجایی است که بابا بزرگ ما حضرت آدم،

شیطونی کرد و از اونجا انداختنش بیرون.

mehdi fahimi, [۰۱.۱۱.۱۵ ۲۳:۰۲]
اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه هر سریالی رو حق نداری ببینی.


متاسفم که باید اعلام بکنم که بیشتر سریال هایی که تلوزیون ما پخش می کند را حق نداری ببینی.


مخصوصا ایرانی ها رو.


منظورم این نیست که از اون ور پشت بوم بیوفتی و بری ماهواره ببینی.


اون دیگه بدتر از این.


اصل نگهداری عمومی یعنی اینکه:


هر فیلمی رو نبین.
هر مجله ای رو نخون.
توی هر مجلسی شرکت نکن.
با هر کسی رفاقت نکن.
هر نواری رو گوش نده.
تا جای ممکن باید خودت رو از منفی ها دور کنی.

قدرت پرسش

پرسیدن سوال های خوب :
دوستان عزیز چهارمین کلید موفقیت پرسیدن سوال های خوبه.
اجازه بدید با چند تا مثال بحث رو شروع کنیم :


هنری فورد رو همه به عنوان پدر اتومبیل می شناسن ، اما آیا مخترع ماشین هنری فورد بود ؟ نه ! یه کس دیگه ای ماشین رو اختراع کرد که اسمی هم ازش تو کتابها نیست ، در همون زمان همه از خودشون می پرسیدن چطور می تونیم ، یه ماشین تولید کنیم ، اما سوالی که هنری فورد از خودش پرسید اون رو از بقیه متمایز کرد و همین سوال بود که نام هنری فورد رو سر زبونها انداخت.
هنری فورد از خودش پرسید : چطور می تونم ماشین رو به تولید انبوه برسونم ؟


من یه پسر دارم نزدیک 4 سالشه ، یه بار پرسید : بابا چرا ما هر روز پا میشیم صبحونه می خوریم ، میریم بیرون ماشین بازی می کنیم دوباره میایم خونه شام می خوریم ، می خوابیم دوباره فردا صبحونه و ماشین بازی و شام و ...
چی می خواست بگه ؟ می خواست بگه این چه زندگی تکراری و خسته کننده ایه ! چه زندگی بی ریختیه !

کاشکی ما آدم گنده ها همین سوال رو به خودمون جواب بدیم تا زندگیمون دگرگون می شد ! چرا یک ریتم یکسان ؟ این زندگی به درد نمی خوره !


شبکه سی.ان.ان یه مصاحبه ای می کنه با آنتونی رابینز ، خبرنگار میگه که آقای رابینز مردم معتقدن شما خیلی آدم موفقی هستید ، همزمان 20 کمپانی رو اداره می کنید ، میخوام بببینم چی شد که شما به اینجا رسیدید ؟ همه میگن شما خارق العاده اید !

رابینز میگه : من تا 24 سالگی مثل همه ی مردم فکر می کردم یک روزی شانس باید در خونه ام روبزنه ، 24 سال گذشت و اتفاقی نیفتاد.
خبرنگار میگه : پس چه چیزی شما رو متحول کرد ؟

رابینز میگه : رنج ، من خیلی رنج کشیدم.

خبرنگار میگه : آقای رابینز خیلی از انسانها رنج می کشن ولی به جایی نمی رسن واتفاقا همون رنج باعث میشه اونها غرق بشن !
رابینز میگه : اشتباه نکنید ، رنج از دیگران نه ! مردم گناه نرسیدن به خواسته هاشون رو گردن دیگران میندازن ، اما من از خودم رنج می بردم. من کاسه ی صبرم لبریز  شده بود ، حالم از خودم بد می شد ، گفتم تا کی میخوای بشینی تا شانس در خونت رو بزنه ؟ چرا یه تکونی به خودت نمیدی ؟

خبرنگار میگه : خیلی ها هم هستن از خودشون رنج می برن ، ولی خیلی هاشون به جایی نمی رسن !

رابینز میگه : بله ، کسانی که از خودشون رنج می برن ، بر سر یک دوراهی قرار می گیرن ، بسیاری از اینها راه اول رو انتخاب می کنن ، راهی که در اون از خودشون سوال چرای منفی می کنن .
می پرسه من چرا انقد بدبختم ؟ چرا هر چی مشکله واسه منه ؟ چرا من بدشانسم ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟

اما عده ی کمی هم راه دوم رو انتخاب می کنن و از خودشون می پرسن "چگونه می تونم؟" 
من از خودم رنج می برم ، چگونه می تونم وضعیت رو بهتر کنم ؟ چگونه می تونم زندگی بهتری داشته باشم ؟ چگونه می تونم ؟ ؟ ؟


رابینز میگه من راه دوم رو انتخاب کردم و به جای اینکه گناه رو گردن بقیه بندازم ، و بگم چرا بابام اینه ؟ چرا کشور اینجوریه ؟ چرا بدبختم ؟ چرا ندارم ؟ از خودم پرسیدم چگونه می تونم ... ؟
برنارد شاو میگه بعضی از مردم چیزها را همانگونه که هستند می بینند و می پرسند چرا ؟ 
و من چیزها را آنگونه که هیچ گاه نبوده اند در ذهنم می بینم و از خود می پرسم چرا نه ؟

یه دانشمندی میگه وقتی من 10 ساله بودم ، پدرم صبح ها نمیذاشت صبحانه بخورم ، می گفت اول باید 10 سوال "چگونه" بپرسی بعد بری صبحونه بخوری ! جوابش رو هم نمی خوام !
و اون دانشمند از خوشد می پرسید چگونه می تونم زودتر به مدرسه برسم ؟
چگونه می تونم با همکلاسیم که قهر بودیم آشتی کنم ؟
چگونه می تونم امتحان هفته ی بعدم رو بهتر بدم ؟
چگونه می تونم در مسابقه ی بسکتبال امروز بهتر عمل کنم ؟
چگونه می تونم درس ریاضیم رو تقویت کنم ؟


دوستان عزیز ، آقای پولاروید صاحب یک کارخانه ی بزرگ تولید دوربین عکاسی بود ، دختر آقای پولاروید ، شب تولدش به باباش گفت : پدر امشب یه چیزی ازت میخوام ، میخوام دوستام که اومدن و ازشون عکس گرفتیم ، بعد از پایان مراسم جشن تولد ، عکسهاشون رو بهشون بدیم .


آقای پولاروید گفت دخترم این غیر ممکنه – اون موقع دوربین ها حداقل طی 12 ساعت عکس رو ظاهر می کردن- این امکان نداره من بتونم عکسهای تولد رو همون شب بهتون بدم !
و دختر آقای پولاروید شب تولد با پدرش قهر کرد ، و به اون گفت شما یعنی از یک ساندویچی هم کمتری ؟ چون وقتی میریم ساندویچی هر چی بخوایم در عرض 10 دقیقه آماده است !
همین سوال هوشمندانه ی دختربچه آقای پولاروید باعث شد تا سه ماه بعد اولین دوربین عکاسی با قابلیت ظهور عکس در همان لحظه ، توسط کمپانی پولاروید به بازار بیاد.

دوستان عزیز !
ما قبلا گفتیم ، زمانی که میخوابیم ضمیر خودآگاه می خوابد ولی ضمیر ناخودآگاه بیدار است ، ضمیر ناخودآگاه به حل مسائل می پردازد ، شما تا نیمه شب به موضوعی فکر می کنید ، و پاسخ اون موضوع رو پیدا نمی کنید ، صبح که بیدار میشید مسئله حل شده ، چرا ؟ ضمیر ناخوداگاه وقتی خواب بودیم ، درگیر حل مسئله بوده ، نه فقط در ذهن شما ، با هاله های انرژی کل هستی رو میگرده و از هر جای ممکن برای شما جواب میاره .
وقتی ما سوالی از خودمون می پرسیم ، ضمیرناخودآگاه به دنبال حل سوال می گرده و علاوه بر اون از ضمیرخودآگاه هم کار بکش .


اصلا یه قراری بذاریم ، از امروز روزی یه سوال از خودمون بپرسیم .


خانم خانه داری ؟ بپرس من امروز چجوری غذای لذیذتری بپزم ؟ چجوری غذا رو بهتر تزئین کنم ؟


کارمندی ؟ بپرس من چجوری بهتر کار کنم ؟ چجوری درآمدم رو بیشتر کنم ؟


محصلی ؟ چگونه بهتر درس بخونم ؟ چگونه بیشتر سر کلاس تمرکز داشته باشم ؟


یه سوال بیشتر نمیخواد از خودمون بپرسیم ، ولی حتما دنبال پاسخ باشید ، مهم نیست پاسخ چقدر منطقی است ، مهم نیست چقدر پاسخ درست یا غلطه !


خب مثلا من کارمندم ، چگونه می تونم درآمدم رو افزایش بدم ؟ میگم با افزایش کار ، یا با شغل دوم ، خب حالا سوال دوم از دل این میاد بیرون ، خب حالا چجوری کار رو افزایش بدم ؟ شاید صبح ها یه ساعت زودتر باید برم یا بعدازظهر یه ساعت دیرتر از محل کار بیام بیرون .


شغل دوم رو چکار کنم ؟ بعد از محل کار باید 5 جا هر روز برم سر بزنم.


اگر ما روزی یک سوال بپرسیم و ضمیر خودآگاه منطقی به دنبال پاسخ باشد ، ضمیر ناخودآگاه با هاله های انرژی در تمامی هستی به دنبال پاسخ برای ما باشه ، در پایان هر سال ما 360 ایده ی جدید داریم ، میدونید چقدر زندگیمون زیر و رو میشه ؟


ما شاید در 5 سال اخیر زندگیمون حتی یه ایده ی جدید هم نداشته باشیم ، اینجوریه که زندگی هامون خسته کننده و تکراری میشه.


وقتی به این برنامه عمل کنید می تونید منتظر معجزه های موثر در زندگیتون باشید. به کلاسهای موفقیتی که فقط براتون هیجان کاذب ایجاد می کنن نرید ، اهل عمل باشید ، با حرف نمیشه ، باید عمل کرد. تکنیک لازمه ، و یکی از تکنیک های مهم همین پرسیدنه.


هایزنبرگ میگه : طبیعت رازهای خود را به کسی می گوید که از او می پرسد.

پیامبر می فرمایند : علم گنج است و کلید آن پرسیدن است.


فردا حتما یه سوال چگونه از خودتون بپرسید و در پی جواب باشید.

 

شکر گذاری

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۷]
ذهن انسان به طور معمول طوري طراحي نشده که بتواند هرج و مرج‌هاي فضاي اطراف خود را به راحتي مقابله کند چون هر يک از حواس در ظرف يک لحظه محرکي را از دنياي بيرون دريافت مي‌کنند و همين امر مي‌تواند تمرکز انسان را به راحتي مختل کند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۷]
محيط مناسبي را براي کار کردن انتخاب کنيد. فضايي که در آنجا کار مي‌کند نقش مهمي در افزايش تمرکز دارد. فضاهاي راحت و دلچسب تاثير فوق‌العاده در ايجاد تمرکز کامل دارند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۸]
افکار خود را کنترل کنيد. کليد افزايش تمرکز اين است که اجازه ندهيد افکار خودآيند و بي‌ربط به ذهنتان رسوخ کرده و آن را آشفته سازد. وقتي اين افکار به ذهنتان خطور کردند به آنها توجه نکنيد و براي تمرکز فعال روي کار اصلي خود بيشتر تلاش نماييد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۸]
يک برنامه زماني مشخص و منطقي داشته باشيد. زمان‌بندي مناسب براي انجام کارها باعث ايجاد تعادل بين وقت کار و تفريح مي‌شود و به آرامش ذهني کمک مي‌کند. در اين حالت قدرت ذهن براي مقابله با عوامل آشفته‌کننده بيشتر مي‌شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۸]
هرگز منفي نباشيد. هرگز نگوييد که نمي‌توانم تمرکز کنم. اين اظهارات منفي تمرکز کردن را دشوارتر مي‌سازد چون ذهن خود را روي عدم توانايي کردن، متمرکز مي‌کنيد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۹]
چند کار را همزمان با هم انجام ندهيد. در اين وضعيت هرگز نمي‌توانيد روي يک کار متمرکز شويد. يک کار را تمام کنيد و بعد سراغ کار بعدي برويد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۹]
صداهاي اضافي را حذف کنيد. صداهاي اضافي در محيط کار تمرکز مناسب را تقريبا غيرممکن مي‌کند و حذف آنها بسيار مهم است.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۹]
رژيم غذايي مناسب و ورزش متعادل تاثير بسيار زيادي در افزايش قدرت تمرکز دارد. کمبود ريزمغذي‌هاي ضروري موجب خستگي و آشفتگي ذهني مي‌شود. مغز خشکبار، ويتامين E و ميوه‌ها براي بهبود تمرکز مفيد هستند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۰]
وظيفه خود را خوب درک کنيد. چون ترديد داشتن درباره کاري که بايد انجام دهيد تمرکز کردن روي آن را دشوار مي‌سازد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۰]
مواقعي را که بيشترين بازده کاري را در طول 24 ساعت شبانه‌روز داريد مشخص کنيد. براي افراد مختلف اين ساعات متفاوت هستند. ساعت بيشترين بازده کاري مخصوص خود را پيدا کرده و سعي کنيد کارهاي سخت‌تر که جذابيت کمتري برايتان دارند را در اين ساعت‌ها انجام دهيد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۱]
مثبت باشيد. وقتي نياز به تمرکز داريد مدام به خود يادآوري کنيد که مي‌توانيد تمرکز کنيد اين تکرار لفظي واقعا توانايي تمرکز را در شما افزايش مي‌دهد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۱]
وظايف را تقسيم‌بندي کنيد. کارهايي که آغاز و پايان مشخصي ندارند تمرکز شما را مختل مي‌کنند. اگر پروژه بزرگي را بايد انجام دهيد مسير انجام آن را مشخص کنيد و با تقسيم‌بندي مناسب کارها تمرکز خود را افزايش دهيد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۲]
تمرينات بدني افزايش دهنده تمرکز را انجام دهيد. چون ورزش کردن به طور معمول تمرکز از دست رفته را با بهبود هماهنگي بين ذهن و بدن، بازمي‌گرداند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۲]
آرام باشيد. خود را به منظم بودن مقيد کنيد تا از زمان‌هاي بيشتري استفاده موثر نماييد. با وظايف کوچک‌تر شروع کنيد اما اگر در ابتدا به راحتي قادر به تمرکز نبوديد نااميد نشويد به همان کار کوچک بچسبيد تا کم‌کم آرام‌تر شده و تمرکزتان بيشتر شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۳]
مغز خود را تعميم دهيد. اگر نمي‌توانيد بيش از چند ثانيه روي موضوعي متمرکز شويد به محضي که حواستان پرت شد دوباره همان موضوع را در ذهن خود نگه داريد و به آن توجه کنيد. با اين تمرين ذهن را تمرين مي‌دهيد که بتواند براي مدت طولاني‌تري روي يک مطلب ثابت شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۳]
خواب کافي و منظم از عوامل موثر در تقويت قدرت تمرکز است.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۴]
قلب خود را با ذهنتان پيوند دهيد. استفاده از ذهن براي کار خوب و متمرکز ضرورت دارد و آنچه به موفقيت بيشتر شما کمک مي‌کند، همراه کردن احساسات و ديدگاه مثبت با تلاش ذهني است که واقعا نتيجه متفاوت و باور نکردني برايتان به همراه خواهد داشت. وقتي از کار لذت مي‌بريد خيلي سريعتر و بهتر بر قدرت تمرکز شما افزوده مي‌شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۴]
نيازهاي خود را مديريت کنيد. قبل از آغاز هر کار مطمئن شويد تمام کارها و وسايلي را که به آنها نياز داريد مرتب و آماده کنيد. اين کار به کاهش حواس‌ پرتي در حين کار کمک مي‌کند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۴]
استقامت کنيد. اگر در ابتداي تمرينات احساس کرديد پيشرفت نکرده‌ايد هرگز نااميد نشويد و ادامه دهيد. هر هفته با تمرينات کوچک شروع کنيد و موفقيت‌هاي کوچک را به ياد بسپاريد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۱۴]
افرادی که صادقانه خدا را بابت آنچه در تخیل خود دارند شکر می کنند، ایمان واقعی دارند. آنان ثروتمند می شوند و موجبات خلق هر آنچه را می خواهند، فراهم می آورند. "والاس والتز"

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۱۵]
شکرگزاری چیزی شگفت انگیز است. باعث می شود هر آنچه برای دیگران عالی است، نصیب ما هم بشود. "ولتر"

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۱۷]
"همین الآن چه کاری می توانی انجام دهی تا زندگی ات ازاین رو به آن رو شود؟ اولین کاری که باید بکنی این است که لیستی از تمام چیزهایی تهیه کنی که باید به خاطرشان شکر گزار باشی. این کار مسیر انرژی و طرز فکرت را تغییر می دهد. پیش از انجام این تمرین احتمالاً همه حواست متوجه چیزهایی است که نداری و مشغول شکوه و گلایه از مشکلاتت هستی اما با انجام این تمرین وارد مسیر تازه ای می شوی و قدرچیزهایی را که از داشتن شان خوشحال هستی می دانی و شکر می کنی."

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۱۹]
"شکر گزاری تمرین بسیار قدرتمندی برای من بوده است. هرروز صبح که از خواب بیدار می شوم از خداوند تشکر و قدردانی می کنم و می گویم «متشکرم.» هر روز صبح وقتی از تخت خواب بلند می شوم و پاهایم را روی زمین می گذارم. می گویم«متشکرم.» و سپس به سراغ کارهایی که صبح ها انجام می دهم می روم. کارهایی مثل مسواک زدن و کارهای دیگر. درحالی که این کارها را می کنم، ازخدا تشکرمی کنم. من این کارها را از روی عادت انجام نمی دهم بلکه با تمام توجه انجام می دهم و احساسی را که از تشکر و قدردانی کردن به من دست می دهد با تمام وجود حس می کنم."

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۲۰]
. هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم از رختخوابم بیرون نمی آیم مگر اینکه با تمام وجود احساس کنم که به خاطر روز کاملاً جدیدی که به من فرصت زندگی داده شده و نیز همه چیزهای دیگر از خدا سپاس گزاری و قدردانی کرده ام. وقتی یکی از پاهایم را از روی تخت روی زمین می گذارم، می گویم «خدایا ازتو» و وقتی پای دیگرم را روی زمین می گذارم، می گویم «متشکرم». هر قدمی که به سمت حمام بر می دارم، می گویم «متشکرم». وقتی زیر دوش ایستاده ام و تمام مدتی که برای رفتن آماده می شوم، همچنان به شکر کردن ادامه می دهم. تا وقتی که کاملاً آماده شوم، صدها بار گفته ام «متشکرم».من با انجام این کارروز بسیار خوبی را همراه با وقایع خوب برای خودم خلق می کنم و به جای اینکه گیج و منگ از تختم پایین بیایم و اجازه بدهم روزها کنترل زندگی ام را به دست بگیرند امواج مثبتی را برای آن روز زندگی ام ایجاد و دقیقاً اعلام می کنم که دوست دارم آن روز چطور پیش برود. هیچ راه دیگری به این اندازه برای شروع هر روزت اثر بخش نیست. تو خالق زندگی ات هستی پس خلق زندگی ات را با خلق هر روزت شروع کن! با وجود همه مطالبی که تاکنون خوانده ام و با همه تجربه هایی که در استفاده از قانون جذب به دست آورده ام قدرت قدردانی و تشکر از همه عوامل دیگر در جذب نیروهای مؤثر بیشتراست. اگر می خواهی از بین شیوه های قانون جذب فقط از یکی از آنها استفاده کنی، من توصیه می کنم شکرگزاری را انتخاب کنی و آنقدرآن را آگاهانه به کاربگیری تابه عادت تبدیل شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۲۱]
به محض اینکه در مورد آنچه داری احساس متفاوتی پیدا کنی، چیزهای خوب بیشتری
را به سمت خودت جذب می کنی. یعنی نعمت های بیشتری که می توانی به خاطر آنها سپاسگزار باشی. یا اینکه به جای این کار زندگی ات را مرور کنی و بگویی«من اون ماشینی رو که دلم می خواد ندارم» ، «من اون خونه ای روکه دلم می خواد ندارم» ، «من همسری رو که می خوام ندارم.» ، «من اونقدر که دوست دارم سالم و سلامت نیستم.» بس کن! دیگر از گفتن این حرف ها دست بردار! همه اینها آن چیزهایی هستند که نمی خواهی. همه حواست را متوجه نعمت هایی که داری بکن و به خاطرشان سپاسگزار باش. مثلاً یکی از نعمت هایی که داری بینایی است که می توانی با استفاده از آن این مطالب رابخوانی. یا می توانی به خاطر لباس هایی که داری قدردان باشی. بله، اگرقدر چیزهایی راکه داری بدانی و در عین حال ترجیح بدهی چیزهای دیگری هم داشته باشی، به زودی صاحب آن نعمت ها نیز می شوی."

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۲۲]
اگر به خاطر نعمت هایی که داری سپاس گزار نباشی، غیرممکن است بتوانی نعمت های بیشتری راجذب زندگی ات کنی. به خاطر نعمت هایی که در حال حاضر داری سپاسگزارباش. به محض اینکه در زندگی ات به چیزهایی فکر کنی که باید به خاطرشان سپاسگزار باشی،از اینکه این همه چیز به ذهنت خطور می کند شگفت زده خواهی شد. قدرشناسی را از جایی شروع کن و بعد قانون جذب افکار قدرشناسانه ات رادریافت می کند و نعمت های بیشتری شبیه به آنهایی که داری به تومی دهد. سپس غرق امواج سپاسگزاری می شوی و چیزهایی خوب ازآن توخواهندشد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۲۳]
دانشمند بزرگ آلبرت آنشتاین در شیوه نگرش ما در مورد زمان، فضا و جاذبه انقلابی ایجاد کرد. به این دلیل که در خانواده فقیری به دنیا آمده بود و در ابتدا بسیار ضعیف بود کسب چنین دستاوردهایی توسط وی غیر ممکن به نظر می رسید. آینشتاین اطلاعات زیادی درمورد قانون جذب داشت و هر روز صدها بار می گفت «متشکرم.» او از همه دانشمندانی که قبل از او بودند به دلیل نقشی که درپیشبرد علم ایفا کردند تشکر می کرد. کارهای آن دانشمندان موجب شد که او در زمینه کاری اش مطالب بیشتری بیاموزد و موفقیت های بیشتری کسب کند و درنهایت به یکی از بزرگ ترین دانشمندانی تبدیل شود که تاکنون زندگی کرده است. عادت کن هر روز صبح قبل از اینکه از رختخواب بیرون بیایی، برای روز خوبی که در پیش رو داری از صمیم قلب شکر گزار باشی طوری که انگار این روز بسیارعالی به پایان رسیده است.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۲۳]
خدایا شکرت ناز همه دوستان بشششششششششششششششششم

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۳۵]
خدایا شکرت به خاطر آنهایی که وجود مبارکشان را بر سر راه من قرار دادی تا پند هایی بگیرم از این روزگار

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۳۶]
خدایا به خاطر دوستان خوب و همکاران خوبم از تو متشکرم که صداقت دارند و پاکند

قدرت تمرکز

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۷]
ذهن انسان به طور معمول طوري طراحي نشده که بتواند هرج و مرج‌هاي فضاي اطراف خود را به راحتي مقابله کند چون هر يک از حواس در ظرف يک لحظه محرکي را از دنياي بيرون دريافت مي‌کنند و همين امر مي‌تواند تمرکز انسان را به راحتي مختل کند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۷]
محيط مناسبي را براي کار کردن انتخاب کنيد. فضايي که در آنجا کار مي‌کند نقش مهمي در افزايش تمرکز دارد. فضاهاي راحت و دلچسب تاثير فوق‌العاده در ايجاد تمرکز کامل دارند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۸]
افکار خود را کنترل کنيد. کليد افزايش تمرکز اين است که اجازه ندهيد افکار خودآيند و بي‌ربط به ذهنتان رسوخ کرده و آن را آشفته سازد. وقتي اين افکار به ذهنتان خطور کردند به آنها توجه نکنيد و براي تمرکز فعال روي کار اصلي خود بيشتر تلاش نماييد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۸]
يک برنامه زماني مشخص و منطقي داشته باشيد. زمان‌بندي مناسب براي انجام کارها باعث ايجاد تعادل بين وقت کار و تفريح مي‌شود و به آرامش ذهني کمک مي‌کند. در اين حالت قدرت ذهن براي مقابله با عوامل آشفته‌کننده بيشتر مي‌شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۸]
هرگز منفي نباشيد. هرگز نگوييد که نمي‌توانم تمرکز کنم. اين اظهارات منفي تمرکز کردن را دشوارتر مي‌سازد چون ذهن خود را روي عدم توانايي کردن، متمرکز مي‌کنيد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۹]
چند کار را همزمان با هم انجام ندهيد. در اين وضعيت هرگز نمي‌توانيد روي يک کار متمرکز شويد. يک کار را تمام کنيد و بعد سراغ کار بعدي برويد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۹]
صداهاي اضافي را حذف کنيد. صداهاي اضافي در محيط کار تمرکز مناسب را تقريبا غيرممکن مي‌کند و حذف آنها بسيار مهم است.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۷:۵۹]
رژيم غذايي مناسب و ورزش متعادل تاثير بسيار زيادي در افزايش قدرت تمرکز دارد. کمبود ريزمغذي‌هاي ضروري موجب خستگي و آشفتگي ذهني مي‌شود. مغز خشکبار، ويتامين E و ميوه‌ها براي بهبود تمرکز مفيد هستند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۰]
وظيفه خود را خوب درک کنيد. چون ترديد داشتن درباره کاري که بايد انجام دهيد تمرکز کردن روي آن را دشوار مي‌سازد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۰]
مواقعي را که بيشترين بازده کاري را در طول 24 ساعت شبانه‌روز داريد مشخص کنيد. براي افراد مختلف اين ساعات متفاوت هستند. ساعت بيشترين بازده کاري مخصوص خود را پيدا کرده و سعي کنيد کارهاي سخت‌تر که جذابيت کمتري برايتان دارند را در اين ساعت‌ها انجام دهيد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۱]
مثبت باشيد. وقتي نياز به تمرکز داريد مدام به خود يادآوري کنيد که مي‌توانيد تمرکز کنيد اين تکرار لفظي واقعا توانايي تمرکز را در شما افزايش مي‌دهد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۱]
وظايف را تقسيم‌بندي کنيد. کارهايي که آغاز و پايان مشخصي ندارند تمرکز شما را مختل مي‌کنند. اگر پروژه بزرگي را بايد انجام دهيد مسير انجام آن را مشخص کنيد و با تقسيم‌بندي مناسب کارها تمرکز خود را افزايش دهيد.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۲]
تمرينات بدني افزايش دهنده تمرکز را انجام دهيد. چون ورزش کردن به طور معمول تمرکز از دست رفته را با بهبود هماهنگي بين ذهن و بدن، بازمي‌گرداند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۲]
آرام باشيد. خود را به منظم بودن مقيد کنيد تا از زمان‌هاي بيشتري استفاده موثر نماييد. با وظايف کوچک‌تر شروع کنيد اما اگر در ابتدا به راحتي قادر به تمرکز نبوديد نااميد نشويد به همان کار کوچک بچسبيد تا کم‌کم آرام‌تر شده و تمرکزتان بيشتر شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۳]
مغز خود را تعميم دهيد. اگر نمي‌توانيد بيش از چند ثانيه روي موضوعي متمرکز شويد به محضي که حواستان پرت شد دوباره همان موضوع را در ذهن خود نگه داريد و به آن توجه کنيد. با اين تمرين ذهن را تمرين مي‌دهيد که بتواند براي مدت طولاني‌تري روي يک مطلب ثابت شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۳]
خواب کافي و منظم از عوامل موثر در تقويت قدرت تمرکز است.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۴]
قلب خود را با ذهنتان پيوند دهيد. استفاده از ذهن براي کار خوب و متمرکز ضرورت دارد و آنچه به موفقيت بيشتر شما کمک مي‌کند، همراه کردن احساسات و ديدگاه مثبت با تلاش ذهني است که واقعا نتيجه متفاوت و باور نکردني برايتان به همراه خواهد داشت. وقتي از کار لذت مي‌بريد خيلي سريعتر و بهتر بر قدرت تمرکز شما افزوده مي‌شود.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۴]
نيازهاي خود را مديريت کنيد. قبل از آغاز هر کار مطمئن شويد تمام کارها و وسايلي را که به آنها نياز داريد مرتب و آماده کنيد. اين کار به کاهش حواس‌ پرتي در حين کار کمک مي‌کند.

mehdi fahimi, [۲۴.۱۰.۱۵ ۱۸:۰۴]
استقامت کنيد. اگر در ابتداي تمرينات احساس کرديد پيشرفت نکرده‌ايد هرگز نااميد نشويد و ادامه دهيد. هر هفته با تمرينات کوچک شروع کنيد و موفقيت‌هاي کوچک را به ياد بسپاريد.

گفتگوی درونی مثبت

گفتکوی درونی مثبت:

با خودتان مثبت صحبت کنید و گفتگوهای درونی خود را کنترل کنید. از عبارات تاکیدی مثبت، اول شخص و در زمان حال مانند «من خودم را دوست دارم!» «من می توانم!» «من احساس فوق العاده خوبی دارم!» و «من مسئولیت پذیرم!» استفاده کنید.


ما معتقدیم که ۹۵ درصد احساسات شما با گفتگو های دورنی خودتان، درطول روز شکل می گیرد. واقعیت تلخ این است که اگر عمدا و آگاهانه با خودتان، مثبت و سازنده صحبت نکنید، ناخودآگاه به چیزهای غیر شاد که باعث راحتی نمیشوند و باعث عدم آرامش می شود، فکر می کنید.


ذهن شما مثل یک باغچه است. اگر در آن، گل نکارید و از آن مراقبت نکنید، علف های هرز بدون هیچ تلاشی در آن رشد می کنند.

سر فصل دروس

۱دوستان تکنولوژی فکری من این یازده موارد سر فصلهای دروسی است که میخواهیم در این ترم بصورت اموزش مجازی و کارگاه اموزشیبا دوستانم به بجث و گفتگو بنشینیم و از تجربیات همدیگر استفاده نماییم و بکار ببندیم هر هفته یک بخش از این یازده موارد را بررسی و به اشتراک خواهیم گذاشت لطفا دوستان رعایت نمایند و از گذاشتن موارد نامربوط چدا خودداری نمایید و جلوتر از گروه حرکت نکنید ممنون و سپاس _ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه( تعاریف و کارکرد نظام باورها) ۲_قدرت تمرکز و شکرگزاری
۳_قدرت پرسش
۴_کاربرد عبارات تأکیدی مثبت( شفا،برکت،سعادت )
۵_تصویرسازی
۶_مراقبه
۷_قانون کارما
۸_بخشش
۹_قانون خلاء
۱۰_شهود باطنی
۱۱_توانگري

حرف اضابه

خيلی وقت ها می توانيم خوب و صميمی زندگی کنيم اگر ديگران حرف اضافه نزنند...

خيلی وقت ها ديگران می توانند خوب و صميمی زندگی کنند اگر ما حرف اضافه نزنيم...

٣سال از زندگی زوج جوان می گذرد، خاله برای مهمانی می آيد.!

ميگويد:وااا چطور هنوز تلویزيون ٢١اينچی قديمی داريد؟! چطور هنوز ال سی دی نخريده ايد؟!

فردا دختر پايش را در يک کفش می کند که آبرو و حيثيتم را پيش خاله بردی، زود باش تلوزيون را عوض کن.!!

عمه ميگويد:چطور قابلمه هايت اينقدر زود خش برداشته؟!

شوهر بعدا زنش را توبيخ می کند که چرا مادرت برای جهيزيه جنس خوب نخريده ؟!

يکی به شوهر می گويد:چطور اينهمه مدت با اخلاق تند همسرت ساخته ايی؟!

شوهر پس از شنيدن اين سوال زنش را تحمل می کند و کارش با او به دعوا و مرافعه می کشند

بياييد اينقدر از هم سوال نپرسيم، حرف اضافه نزنيم و تو صيه های شخصی نکنيم

نپرسيم همسرت کو؟

چرا تنها آمده ايی؟

اين مانتو را چند سال قبل خريدی؟

شوهرت چقدر حقوق می گيرد؟

دستپخت همسرت خوب است يا نه؟

پدر زنت چند ميليون جهيزيه داد؟

خانه تان چند متر است؟

حرف اضافه، زندگی ديگران را خراب می کند.

پس حواسمان را جمع کنيم که کم، درست و به موقع حرف بزنيم